| » . |
پيغام مدير :
و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
برای شنیدن موسیقی روی دکمه پخش کلیک کنید
سایت اخبار دانشگاهی و استخدامی کشور
سایت رسمی محمد رضا پورمند
سایت دانشجویان/بانک مقالات علمی به زبان فارسی
گلوبال فایننس
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشگاه سرام CERAM Sophia-Antipolis - فرانسه
انجمن علمی دانشکده مدیریت
وبلاگ مصطفی
سحر گلکاری حق
وبلاگ حسن صابري
مدیریت صنعتی رفسنجان ورودی 81
قنیرستان
همکلاسی
عندليبان
فتوبلاگ روشنک
کارتون های کودکی در یوتیوب
بازی رایانه ای پرتاب کفش به بوش
یک لیوان چای داغ!
معاون دانشگاه زنجان دخترک را صیغه کرده بوده!!!!!!1!
فایرفاکس 3
چمران ، شریعتی و درد مشترک
به بهانه سالگرد شریعتی!
مرور سير تاريخي تقابلات آيت الله مرتضي مطهري و دکتر علي شريعتي
وزیر: فیلم واقعه دانشگاه زنجان اشاعه فحشا بود
فیلم افتضاح اخلاقی در دانشگاه زنجان
انحطاط نمایشگاه ها
سفری از جنسی دیگر
گردهمایی پانزدهم
موفق باشید
گردهمایی هشتادی ها
فرار مغزهای هشتادی
خبر خوش هشتادی
فوت
هشتمین جشنواره خیریه پیام امید
من در مونترال 2 (جامعه)
جمعه اي تلخ با تسويه حساب
تجسم یک رویا
عروسی پوریا
معذرت خواهی
چهارشنبه سوری
مصطفی
صادق شیرازی
نگار عرب
کاوه مهاجری
فاطمه حقایق
خبات
کیمیا نامدارپور
پوریا
سحر گلکار
امید شجاع دل
پرستو امینیان
لیلا صدر
مجتبی علی یاری
مریم توفیقی
حسین معصومی
محسن هاشمی گهر
حدید گلاب
محمدرضا پورمند
اسرا تفت
سمیه حسینی
نسیبه شبیری
یاسمن فتوره چی
شیرین ریاضی
ستاره یوسفی
سمیه نظری
سام کلاهگر
راحیل شمس
مهرناز مهدی زاده
سید محمود لاجوردی
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
( )
خوب اصلا نمی نویسم ... آقای مصطفی و عرب
هر جور دلم بخواد می نویسم اما نه اینجا.... . بای
لينك ثابت ![]()
نامه اي به پدر! ( )
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود .پدر. با بدترين پيش داوريهاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مينويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون ميخواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما ميدونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبينيهاش، خالکوبيهاش، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اين که سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما ميتونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نميزنه. ما اون رو براي خودمون ميکاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که ميخوايم. در ضمن، دعا ميکنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر ميگرديم، اونوقت تو ميتوني نوههاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت، John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونهي Tommy. فقط ميخواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
براي یک مدير خوب بودن ... ( )
*براي مدير خوب بودن، بايد مهارت هاي يک پدر يا مادر خوب را در خود تقويت کنيم.
*کاميابي يا شکست هر سازمان را بايد در عملکرد رهبر سازمان جستجو کرد.
*در سال نو؛ به دشمن، بخشش؛ به رقيب، تحمل؛ به دوست، دل؛ به مشتري، خدمات؛ به همه، خيرخواهي؛ به کودک، الگو هديه و به خودتان، احترام اهدا کنيد.
*اگر مي خواهي هستي را بشناسي، خود را بشناس.
*اگر در نقش رهبر، از کارکنان خواهان کار با ارزش هستيد، با آنان صادق باشيد.
*برنامه ريزي آموزشي بايد بگونه اي باشد که کارکنان، آموزش هاي لازم را قبل از اين که به آن نياز پيدا کنند، فراگيرند.
*يک مدير بايد تصميم هاي سخت و استوار بگيرد و اطمينان يابد که زير دستان، آن تصميم ها را خوب درک مي کنند.
*يک رهبر بايد زير دستانش را باور کند تا بيشترين کوشش آنان را آشکار سازد.
*خودشناسي را پيشه خود ساز که مشکل ترين درس جهان است.
*يکي از راه هاي ايجاد انگيزه در کارکنان، احترام گذاشتن به آن ها است.
*آدم عاقل فرصت نيک را به بخت نيک مبدل مي سازد.
*وقتي مدير جديدي بر سر کار مي آيد، طي دوره انطباق امري طبيعي است. به مدير جديد فرصت دهيد تا کارايي خود را اثبات کند.
*با کارکنان دوستانه رفتار کنيد، بدون اين که احترام متقابل را به خطر بياندازيد.
*با عدالت رفتار کنيد تا اعتماد متقابل در سازمان افزايش يابد.
*هيچ سازمان يا شرکتي قادر نيست با مهارت هاي يک نفر رشد کند.
*همواره در کارها براي کمک به کارکنان زير مجموعه خود و همکاران پيشقدم شويد.
*براي سپردن کارها از اين عبارت استفاده کنيد : مي دانم که از پس اين کار بر مي آيي، اما من را در جريان امور قرار بده تا ببينم چگونه مي توانم کمک کنم.
*با هم بودن آغاز است. با هم ماندن پيشرفت است. باهم کار کردن موفقيت.
*مشورت کنيد و افکار خود را با هم بسنجيد تا از ميان آن ها درستي زاييده شود.
*مشارکت دادن کارکنان در تصميم گيري ها باعث افزايش روحيه آن ها مي شود.
*موفقيت از آن کساني است که ذهنيت موفق دارند.
*تمرکز فکري خود را از روي گذشته، به حال و آينده سوق دهيد.
*چيزي که امروز نو است فردا روز کهنه به حساب مي آيد.
*بزرگي را به کسي نمي بخشند، خود بايد آن را بدست آوريد.
*دلايل شکست را ابتدا بايد در خود جستجو کنيم.
*وقتي برنده اي مرتکب اشتباه مي شود، مي گويد : اشتباه کردم. وقتي بازنده اي دچار اشتباه مي شود، مي گويد : تقصير من نبود.
*کايزن ( بهبود مستمر ) سبب مي شود تا چرخه ي بهبود تضمين گردد. با اغاز جنبش کايزن به هيچ وجه نمي توان پيشروي آن را متوقف ساخت.
*تمام تلاش هاي مديريت از نظر "کايزن" در دوکلمه خلاصه مي شود : رضايت مشتري .
*کاغذها و وسايل بدون استفاده خود را مرتباً دور بريزيد. يک ميز مرتب و يک شبکه بايگاني سازماندهي شده مي تواند در صرفه جويي زمان براي شما موثر باشد.
*در ميان بهم ريختگي به دنبال سادگي بگرديد.
*از کارمندان تان بخواهيد با مشکلات شان و راه حل هاي پيشنهادي خود پيش شما بيايند.
*در مذاکره به دنبال پيروزي هر دو طرف باشيد.
*از مخالفت نهراسيد، بادبادک هنگامي بالا مي رود که با باد مخالف رو به رو شود.
*اگر به خود تلقين کنيد که قادر به انجام کاري هستيد، آن کار را هر قدر هم که دشوار باشد مي توانيد انجام دهيد. اما اگر به خودتان تلقين کنيد که نمي توانيد، انجام ساده ترين کار ها نيز از عهده ي شما خارج است.
*هر از گاهي بهتر است در دسترس کارمندان تان نباشيد، زيرا آنان سعي مي کنند مسايل را خودشان حل کنند.
*يک مدير بايد بتواند سريع تر از کارکنانش بيانديشد و عمل کند.
*بهترين مردم، سودمند ترين آن ها به حال ديگران است.
*خوشبخت ترين موجود، کسي است که خوشبختي را در خانه خود جستجو کند.
*آن چه انجام مي دهيد، بنويسيد. به آن چه مي نويسيد، عمل کنيد. آن چه را عمل مي کنيد بهبود دهيد.
*براي دستيابي به بهره وري، خشنودي شغلي و تعهد کارکنان در کار، مشارکت ايشان در امر تصميم گيري امري حياتي و بنيادي است.
*به زير دستان خود آموزش دهيد، به ايشان اعتماد کنيد و از گزارش کار براي کنترل استفاده کنيد.
*بدون داشتن کارکنان شايسته و آموزش ديده نمي توان کار ها را تفويض کرد. يکي از مهم ترين اولويت ها، آموزش افراد براي کارهاي ضروري است.
*يک مدير بايد به هنگام آموزش کارکنان معيارهاي سختي بکار گيرد.
*آنگاه که از يادگيري بازمانديد به رشد خود پايان داده ايد.
*اگر دنبال فرصت ها بگرديم، چند برابر مي شوند و اگر آن ها را ناديده بگيريم، از ميان مي روند.
*سخن گفتن به موقع و سکوت نمودن به موقع نشانه عقل است.
*کوشش اولين وظيفه انسان است.
*هيچ کار بزرگي بدون اراده بزرگ ميسر نشده است.
*زماني که از دست رفت، هيچ گاه باز نمي گردد.
*وقت گذراني را متوقف کنيد. در اين صورت بسياري از بحران ها از بين خواهد رفت.
*لازمه ي ثمربخشي تصميم هاي پيچيده در کسب و کارهاي امروزي، مشارکت کارکنان است.
*انسان ضعيف هرگز نمي تواند رو راست باشد.
*اگر مي خواهيم به زندگي خود وسعت بخشيم بايد درباره فراواني به صورت نامحدود فکر کنيم.
*پيشنهادهاي کارکنان فرصتي با ارزش براي برقراري يک نوع ارتباط دو طرفه در محيط کار و نيز توسعه و افزايش مهارت هاي فردي آن ها است.
*راز سعادت در اين است که کاري را که به تو واگذار شده دوست بداري.
*هرگز قبل از فکر کردن حرف نزن و کاري انجام مده.
*خنده، معايب و مشکللات زندگي را کوچک و آلام روحي را محو مي نمايد.
*هر لحظه از زمان را از آن خود گردان.
*در جهان، يگانه مايه نيک بختي انسان، محبت اوست.
*خوشبختي موجب آرامش روح و تندرستي جسم است.
*بهترين افراد کساني هستند که اگر از آن ها تعريف کرديد خجل شوند و اگر بد گفتيد، سکوت کنند.
*اشخاص نادان به وسيله جهالت خود نابود مي شوند.
*انسان بزرگ از صفات خوب ديگران استفاده مي کند نه از صفات بدشان سوء استفاده.
*کسي که مي خواهد درو کند، بايد بکارد.
*هرگز درباره کسي قضاوت نکنيد مگر آن که خود را به جاي او بگذاريد.
*کمياب ترين منابع در هر سازمان، انسان هاي کارآمد هستند.
*فرد را به فعل او امتحان کنيد نه به قول.
*در صنعت ما ، با ميکرومتر اندازه مي گيرند، با گچ علامت مي زنند و با تبر قطع مي کنند.
*نظم، اولين قانون طبيعت است.
*افراد ارزشمند، در فربومايگان حسد به وجود مي آورند و در گرانمايگان رقابت.
*از آهسته رفتن نترس، از بي حرکت ايستادن بترس.
*به جاي ايرادگيري، چاره انديشي کنيد.
*کسي که کمتر به فردا متکي باشد، فردايي شادتر خواهد داشت.
*در شغلي که به تو محول نيست انديشه و تدبير مکن.
*کشتي ها در لنگرگاه ايمني بيشتري دارند اما کشتي را براي ماندن در بندر نساخته اند.
*يک تصميم واقعي زماني است که از هر کار ديگري دست بکشيد و فقط به آن چيزي بپردازيد که قصد انجامش را داريد.
*انسان مانند رودخانه است، هر چه عميق تر باشد آرام تر است.
*براي زندگي فکر کنيد ولي غصه نخوريد.
*اراده، درخت با عظمتي است که تمدن، ترقي و تکامل، شاخه هاي نيرومند آن هستند.
*کيفيت، سودآوري را موجب مي شود ولي انسان ها، کيفيت را به وجود مي آورند.
*خشنود کردن مشتريان کافي نيست، سعي کنيد آن ها را شيفته کار خود کنيد.
*نه تنها محصول نهايي بايد از کيفيت بالا و قيمتي پايين برخوردار باشد بلکه در فرآيند توليد محصول در کارخانه نيز بايد از برجسته ترين مديريت تکنولوژي بهره گرفت.
*اگر نتوانستيد چيزي را در مدت سي ثانيه بيايد، آن را در جاي نادرستي قرار داده ايد.
*در شرکت هايي که قصد موفقيت در جهان نوين کسب و کار را دارند، اعضاي گروه ها بايد حس کنند صاحب و مالک مشاغل خود هستند و در گردش امور نقش اصلي به عهده دارند.
*در برنامه زماني خود، وقتي را براي رسيدگي به درخواست هاي کارمندان تان در نظر بگيريد.
*در برنامه زماني خود، وقتي را براي رسيدگي به درخواست هاي کارمندان تان در نظر بگيريد.
*با کارمندان خود، درباره امور غير عادي و علايق شخصي ان ها صحبت کنيد، به خصوص هنگامي که آن ها زير فشار هستند.
*کارمندي که کار خود را درست و به موقع انجام مي دهد، تشويق و ستايش کنيد. اين عمل باعث ايجاد انگيزه براي ديگر کارمندان تان مي شود.
*اگر مي توانيد کاري را با تلفن انجام دهيد، اين کار را بکنيد. زيرا باعث صرفه جويي در زمان مي شود.
*دقايقي را به بررسي اهداف تان اختصاص دهيد. به نحوه ي اجراي کارتان نگاه کنيد و ببينيد که آيا رفتارتان با اهدافتان مطابقت دارد يا نه.
*به چيزي کمتر از سازمان يا شرکت پيشتاز قانع نباشيد.
*در گفتار و نوشتار خود از استفاده زياد از کلمت غير متداول و واژه هاي فني و تخصصي پرهيز کنيد.
*به کساني که با شما کار مي کنند اطمينان دهيد که ايشان را از نتيجه کارشان مطلع خواهيد کرد.
*حقوق کارمندان را کارفرما نمي دهد، کارفرما فقط چگونگي پرداخت آن را تعيين مي کند. حقوق کارمندان را مشتري ها مي دهند.
*تمام سرمايه هاي شما به سرعت باز مي گردد اگر بهترين غذا را در تميزترين ظرف، در شيک ترين و راحت ترين فضا و با قيمت مناسب در اختيار مشتريان قرار دهيد.
*بايد کارتان با ديگران فرق داشته باشد. کالاي متنوع عرضه کنيد و خلاقانه اريه نماييد.
*خلاقيت، نگاهي نو به واقعيت است.
*اگر نتوانيد خود را به جاي مشتري قرار دهيد به درد طراحي آگهي هاي تجاري نمي خوريد.
*راز موفقيت، شناخت مشتري است.
*زماني که رشد متوقف شود، مُردن فرا مي رسد.
*بهترين نسخه براي نادان ماندن فرد تا ابد اين است که شخص به معلوماتش قانع و نسبت به نوع افکارش راضي و خرسند باشد.
*لياقت، اعتماد به نفس به وجود مي آورد و با اعتماد به نفس مي توان دنيا را فتح کرد.
*راز موفقيت در زندگي اين است که بدانيم چطور مي توان عقايد مردم را عوض کرد. داشتن اين قدرت است که وکيل، کاسب، سياستمدار و واعظ را موفق مي گرداند.
*فقط کساني پيروز مي شوند که عقيده دارند پيروز خواهند شد.
*اجازه دهيد که آن چه از دل شما مي گذرد به واقعيت بپيوندد، زيرا هيچ کس به اندازه قلب تان به شما وفادار نيست.
*کلاً دلايلي را که خود ما پيدا مي کنيم، آسان تر از دلايلي که ديگران آن را به ما تذکر مي دهند، مي پذيريم.
*سازمان نوآور، خلاق و يادگيرنده ايجاد نماييد.
*براي پياده سازي موفق هر تکنيک مديريت، بايبد پيش نيازهاي آن را رعايت نمود.
*با تشکيل گروه هاي حل مسئله در سازمان، رشد آن را تسريع کنيد.
*ايجاد شبکه هاي همکاري، سازمان را قدرتمند مي کند.
*ارزش هاي بنياديني که خود به آن ها اعتقاد داريد به ديگران نيز بشناسانيد و براي شناساندن آن ها وقت صرف کنيد.
*مثبت انديشان نتيجه مثبت مي گيرند چون از دشواري ها نمي هراسند.
*صبر و شکيبايي و سعه صدر و وسعت نظر از ويژگي هاي يک کارگزار است.
*بعضي چيزها وقتي راجع به آن ها حرف بزنيد بهتر مي شوند و بعضي چيزها وقتي در برابر آن ها سکوت شود.
*پنج چيز مديران را تباه مي کند: فريب دوستان و همکاران، روي گردانيدن از علم و صاحبان، تحقير ديگران، غرور و از پس هواي نفس رفتن.
*کار مدير، اداره کردن کارهايي است که به سايرين محول شده نه اين که خود مدير براي انجام هر کاري شخصاً اقدام نمايد.
*تجربه، معلم خوبي است ولي حق التعليم بالايي دارد.
*به جاي سخت کوشي، هوشمندانه تر کار کنيد.
*بايد شروع به عمل کرد. عمل کردن، نگرش افراد را نسبت به محيط اطراف شان تغيير مي دهد و آنان را متحول مي سازد. اساس مديريت، دقيقاً همين است.
*سعي کنيد حقايق و ديدگاه ها را از هر انتقاد بيرون بکشيد و آن ها را به عنوان شانسي براي يادگيري تلقي کنيد.
*خروجي کار هر کس به خوبي تمرين اوست.
*مورد سنجش قرار گرفتن، بسيار آسان تر از سنجش کار ديگران است.
*کارهاي بي ارزش هيچ سودي براي سازمان ندارد حتي اگر بسيار خوب انجام شود.
*بهبود کار و روش ها از آموزش شروع مي شود و به آموزش ختم مي شود.
*دستيابي به سطح کيفيت بالاتر، لزوماً نيازمند صرف هزينه هاي بيشتر نيست.
*اگر نتوانيم اندازه گيري کنيم، نمي توانيم کنترل کنيم؛ اگر نتوانيم کنترل کنيم، نمي توانيم مديريت کنيم؛ و اگر نتوانيم مديريت کنيم، نمي توانيم کارها را بهبود دهيم.
*پيامد هدف گذاري خوب، کارکرد خوب است.
*بزرگ بيانديشيد! بزرگ عمل کنيد!
*انسان ها هنگامي ارتباط واقعي برقرار مي کنند که در سازمان احساس امنيت کنند.
*يکي از سودمندترين و ساده ترين راه هاي تقويت روح اعتماد در سازمان، مشارکت اطلاعاتي است.
*بدون آگاهي (اطلاعات) نمي توان مسوولانه عمل کرد. فرد آگاه ناچار به عمل مسوولانه است.
*مبادله نظرات و اطلاعات، همان چيزي است که مي تواند همه را در حال فعاليت نگه دارد.
*انسان بالغ، يک اشتباه را دو بار تکرار نمي کند.
*تجربه، نامي است که همه افراد بر روي اشتباه هاي خود مي گذارند.
*هيچ چيز براي رهبران، بهتر از وجدان آسوده نيست.
*کارکنان سازمان بايد قابليت سر در گم نشدن در برابر مشکلات را داشته باشند.
*کساني که دير قول مي دهند، خوش قول ترين مردم دنيا هستند.
*انديشه کن، آنگاه سخن گوي تا از لغزش برکنار باشي
*سود جستن در تجارت مستلزم مراجعه دوباره مشتري است. مشترياني که به داشتن کالا يا خدمات شما مباهات کرده و دوست شان را هم به مصرف آن تشويق مي کنند.
*قصد و مقصد هر تجارت، خلق و حفظ مشتري است.
*هرگز قدرت يک مشتري ناراضي را دست کم نگيريد.
*حل مساله، ايجاد اهداف مشترک، گسترش منابع، تاکيد بر نقاط اشتراک، مصالحه و رفتار آمرانه از جمله روش هاي مديريتي تعارض هستند.
*مغرور بودن به دانش خود، بدترين نوع جهالت است.
*تفکر در عاقبت هر کار باعث رستگاري است.
*بسياري از مردم در طول زندگي خود به ماهيگيري مي پردازند و هيچ گاه درک نمي کنند که در پي چه ماهي اي هستند.
*فوريت زمان را دقيقاً با تاريخ و ساعت مشخص کنيد.
*در برابر بحران واکنش نشان ندهيد بلکه آن را اداره کنيد.
*امروز تنها زماني است که مي توان در آن کاري انجام داد و يا نداد. ديروز گذشته و براي فردا نيز هيچ تضميني وجود ندارد.
*دشواري آينده در اين است که با ان چه ما به آن عادت کرده ايم، تفاوت دارد.
*بزرگ ترين نعمت هاي زندگي ما، زمان و آزادي انتخاب هستند.
*هميشه حق با مشتري است. اگر مشتري اشتباه مي کند، به جمله قبل مراجعه شود.
*يافتن مشتري به ماه ها تلاش نياز دارد، اما از دست دادن مشتري در ثانيه ها اتفاق مي افتد.
*ناراضي ترين مشتريان، مهم ترين منبع عبرت و يادگيري براي انسان ها هستند.
*براي تصميم گيري، از کامل ترين، صحيح ترين و جديدترين اطلاعات استفاده کنيد.
*يک مدير بايد چشم اندازي گسترده داشته باشد.
*قبل از ايجاد تغيير، با کارکنان به صورت انفرادي و يا گروهي ملاقات کنيد و نظر آن ها را جويا شويد.
*همانطور که سعي مي کنيد مخارج بيهوده را قطع کنيد، اين طرز تفکر را براي وقت خود نيز به کار بگيريد.
*خرج کردن در آموزش نوعي سرمايه گذاري بلند مدت است.
منبع : سالنامه ی موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران سال 84
اينا رو ميدونستي؟؟ I ( )
آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد
آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند
يك ميليون فرزند داشته باشند.
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند.
آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه.
آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند.
آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.
آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل ميكند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد.
آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد.
آيا ميدانستي که رود دجله به خليج فارس ميريزد.
آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند.
آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد
آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند
آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد
آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است
آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است
آيا ميدانستي که هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود
اميدوارم اين يکي تکراري نباشه حاج مصطفي
آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است
همه با هم برای خلق لحظه ای رنگارنگ ( )
با سلام به همه دوستان عزیز هشتادی
موسسه خیریه پیام امید ، سوم و چهارم اسفند بازارچه خیریه ای به نام " اسپندگان " رو برگزار می کنه که به نفع خانواده های محرومیه که تحت پوشش این موسسه هستند . منتظر دیدن همه دوستان عزیز در بازارچه خیریه هستم . حداقل برای دیدن من بیاین
من هر دو روز در بازارچه هستم و چشم انتظار دیدن دوستان .
برای تهیه بلیط هم می تونید با من تماس بگیرین و یا به مراکز فروش مراجعه کنید . برای اطلاعات بیشتر روی کلمه اسپندگان کلیک کنید.
با تشکر از هم دوستان عزیز ![]()
( )

روزی ما کبو تر هایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای انسان برادری
روزی که دیگر کسی درهای خانه اش را نمی بنندد
قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که اهنگ هر حرف زندگی است
تا من به خاطر شعر رنج
جست وجوی قافیه را نبرم
روزی که هر لب ترانه ایست
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی برای همیشه
تا مهربانی با زیبایی یکی شود
و من ان روز را انتظار میکشم
حتی روزی که دیگر نباشم
پژواک وبلاگ ( )
چند وقت پيش مصطفي زحمت کشيد وآمار مبسوطي از عملکرد وبلاگ را در قالبي شيوا ارائه کرد. هرکسي از ظن خود ممکن است اين آماررابررسي کند(البته برخي نيز اصلا بررسي نمي کنند
) زيرا آنچه مصطفي ارائه کرد توصيفي بود نه تحليلي ومن اکنون ميخواهم آن داده هاي توصيفي را باز کرده و تحليل کنم.
1 - نوسانات متعددي در منحني عملکرد ديده مي شود ونقاط عطفي بسيار. دوره هاي بسيار کم رونق ودورهاي بسيار پر رونق که همين چند روز پيش شدت وحدتش را احساس کرديم که اين ها همه را ميتوان در جمله زيباي کارگردان محبوبم علي حاتمي خلاصه کرد که :همه ما زاده افراط وتفريطيم(منظور ما ايرانيها ست)
2 – بعضي از دوستان تعداد نوشته هاشان بسيار زياد وفراوان بود اما در طول چندين ماه هيچ نوشته اي نداشتند(اين شامل خود من هم مي شود که در طول چند ماه تابستان يک مطلب هم نزدم)
3 – برخي از دوستان تعداد مطالبشان بسيار پايين بود که دليل آن از ديد يک شخص بيروني عدم رغبت اما از ديد يک شخص نزديک که با آنها بيشتر مرتبط است(منظورم خودمه
) تنبلي ;کم لطفي ;نگراني از عدم استقبال يا زير سوال بردن ونقادي است.(خودم از همه تنبل ترم
)
4- يک نکته که نبايد فراموش کرد اينکه لزوما کميت مطالب بيانگر عملکرد بالا نيست و بدون در نظرگرفتن کيفيت دچار نزديک بيني مفرط مي شويم.
5 – اکثرما نامتعادل و نا همگون بوديم غير از نگارکه في الواقع متوازن ومتناوب نوشت وعملکرد او مي تواند براي ما به عنوان يک الگو مطرح شود.(البته مصطفي هم. ولي چون جايگاه مصطفي مدريتورالممالکي است جز اين ازش انتظار نميرفت)
6- در بعد نظر دادن هم که در آمار نيامد آنجا هم افراط وتفريط حاکم بود مثلا بعضي از دوستان حداقل نظر را روي مطالب ميدادند وبعضي ديگر بروي هر مطلبي که مي آمد نظر مي دادند که البته هردويشان استدلال خود را داشته ودارند.
7 – برخي از دوستان چند بعدي بودند وبرخي ديگر تک بعدي مثلا يکي راجع به هنر ; ورزش ; سياست ;اجتماع; علم; ادبيات و......مطلب دارد اما برخي ديگر تک بعدي بودند وراجع به يک موضوع فقط مطلب نوشتند.
8 - برخي از دوستان اکثر مطالبشان اقتباسي وبرخي ديگر جوششي وحاصل تفکر وتعمق خودشان بود وبرخي نيز ترکيبي از اين دو قسم.
همه ما در طول برپايي وبلاگ اشتباهات يا ابتکاراتي داشتيم اما به نظرم روند مثبت بود وروز به روز بهتر شديم وروند يادگيرانه اي را طي کرديم وخدا راشکر مسيرمان کج نشد وقطار وبلاگ (وهم چنين دوستي هاي ما) يکي پس از ديگري ايستگاهها را طي مي کند اگرچه در برخي از ايستگاهها کساني پياده مي شوند اما در برخي ديگر دوستاني ديگر سوار مي شوند واگر ريزشي بوده هميشه در کنارش رويشي هم بوده.قصد من در ارائه اين تحليل باز کردن مسئله براي روشن شدن قضيه بود ومثل هميشه جواب ونتيجه گيري را به مخاطبان - البته با هوش - موکول ميکنم.خودمن از همه ضعيف تر بودم واز همه کم کارتر بر من ببخشاييد
. مجددا از مصطفی بابت کلیه زحماتش مخصوصا ارائه آمار متشکرم![]()
عاقبت المسلمين والمسلمات الي الخير(اين جمله از اشعث کندي است
)
غیاث آباد
26 محرم الحرام سال 1428 هجري قمري در جوار آميز جواد آقا پس از ديدن قسمت اول سريال دائي جان ناپلئون ![]()
شربتی از لب لعلش نچشیدیم وبرفت!!!! ( )
دیدم همه برای ولنتاین مطلب نوشتن حیفم اومد این سوژه بسیار دوست داشتنی را دراین ایام مبارک نزنم.![]()
![]()

*جهت استحضار دوستان اعلام کنم که روبروی آمیز مهدی کروبی رئیس جمهور کشور دوست وبرادرمان (عراق) آقای مام جلال طالبانی است
ولن تاين مبارک !!! (1) ( )
در زير مکالمات واقعي مرکز مشاوره (help desk) مايکروسافت و کاربران کامپيوتر رو ميخونيد. که توي سه قسمت ميارم:
1- مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
2- مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد
3- مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن .
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
4- مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم .
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي !
ادامه دارد.....
این کار شدنی ست ( )
سلام به همگی خدمت آقای مصطفی عرض شود که من فکر همه چی رو کردم ... من با ۲۵ هزار تومن یه قالب براتون سفارش می دم و CONTROL PANEL سایت هم توسط WORDPRESS پشتیبانی می شه بنابرین هزینه ی برآورد شده ی شما 8 برابر مبلغی که من می تونم طراحی سایت رو انجام بدم البته شاید آقای حسین شرفی رو بشناسید مخصوصا کسایی که به سایت و طراحی علاقه دارند ... دوست بسیار صمیمیه من هستش و سال پیش در مسابقه ی طراحی سایت نفر 3 م توی ایران شده بنابرین من می تونم حسابی ازش تخفیف بگیرم کما اینکه سایت خودم رو هم ایشون طراحی کردن ... خلاصه اینکه این کار شدنیست (احمدی نژاد ) یه بله بگید و یا علی...
بهترین مطالب سال ( )
ستاد انتخابات وبلاگ مدیران هشتادی بالاخره بعد از شمارش آرای دوستان به دو روش دستی و کامپیوتری (برای اطمینان بیشتر) نتایج رأی گیری بهترین سه مطلب سال را بدین ترتیب اعلام نمود:
تعداد آرای مأخوذه: ۸ رأی
تعداد آرای باطله: ۱ رأی
به ترتیب مطالب زیر حائز اکثریت آرا شدند:
قابل ذکر است که برای احتساب امتیازات برای هر فرد به ازای هر رتبه اول ۳ امتیاز و هر رتبه دوم ۲ امتیاز و هر رتبه سوم ۱ امتیاز در نظر گرفته شده است.
به امید نوشته های بهتر تمام دوستان در سال جدید
ولنتاین ( )

شب 14 فوریه بود و باد سردی وزیدن گرفته بود. از رستوران مرکزی شهر سر وصدای زیادی بلند بود و صدای قهقهه های دختران و پسران جوان از آن بگوش می رسید.
و در حومه تاریک شهر، پیرمردی چروکیده با لباس هایی ژنده و چهره ای ژولیده، فانوسی در دست گرفته بود و با تکیه بر چوبدستی اش به سختی قدم هایش را به سمت گورستان کوچک شهر می کشید.
با طلوع آفتاب جنازه یخ زده و بی جان پیرمرد را کنار گور خاک گرفته همسرش یافتند در حالیکه فانوسش را بر بالای گور گذاشته بود و بر چوبدستی اش تکیه زده بود. روی گور قبار گرفته با انگشت نوشته شده بود: "این همه چیزی بود که داشتم، ولنتاین مبارک"
دوست معمولي، دوست واقعي ( )
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تو را ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکند و منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.....
می دونم که هرکدوم از ما با خوندن این متن یاد یکی از دوستای خوبمون میفتیم...پس اگه ما هم دوست واقعی اون هستیم قدرشو بدونیم....
نکته های زیبا ( )
- زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است.
- بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن. به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا.
- بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده ميشوند و نقش و نگارشان محو ميشود، آزادي هم يكي از اين كلمات است.
- مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید .
- اينگونه زندگي کنيم: ساده اما زيبا، مصمم امابي خيال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدي، سبز اما بي ريا، عاشق اما عاقل.
- دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم گل چيدن گرفتند و محاكمه كردند هيچ كس با خود فكر نكرد كه شايد من گلي كاشته باشم.
- عشق مثل آب می ماند می توان در دست قایمش گرفت اما آخر که دست را باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره می چکد و بدون اینکه بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست.
- وقتي که گفتي تا اخر دنيا با تو مي مانم او موقع بود که فهميدم چرا مي گویند دنيا دو روز است؟
- زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند.
- عشق یعنی یک نفر دیگر هم آرزوهایت را بداند.
- عشق ایستادن زیر باران و مرطوب شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا مرطوب نشد.
- گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت: چند تا؟ دستانم را بالا کردم و تمام انگشتهاي دستم را نشانش دادم اما او به کف دستانم نگاه مي کرد که خالي بود.
- از شمع 3 چيز آموختم: ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم.
- بهترين ثروتها ترك آرزو است.
- زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد.
-آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک دردو
موافقید؟؟؟ ( )
سلام به همگی ... می خوام یه پیشنهاد بدم ... البته انگار قبلا این پیشنهاد رو حدید داده اما انگار کسی استقبال نکرده ... بیاید سایت مدیران ۸۰ رو راه بندازیم ... در مقابل مزایایی که داره هزینه اش نا چیزه ... برای ثبت هاست و دومین ۲۷ هزار تومن می دیم و سالیانه ۱۳ تومن برای تمدید ... فکر نکنم مبلغ زیادی باشه برای نویسندگان نفری ۱۲۰۰ تومن در میاد ... اگه کسیم خواست می تونه کمک کنه .... خلاصه بعد از یک سال فکر کنم دیگه وقتشه این وبلاگ دوست داشتنیو به سایت دوست داشتنی تر تبدیل کنیم ... لطفا نظرات و پیشنهاداتون رو بنویسید تا نظر اکثریت رو اجرا کنیم ... با آرزوی بهترینها برای همه ی ۸۰ ی ها.
محمدرضا پورمند
چهلمین سالگرد درگذشت فروغ ( )
مرگ من روزی فراخواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یاخزانی خالی از فریاد و شور
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد و درد
آه٫ خاک میخواند مرا هردم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه٫ شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
بعد من ناگه به یک سو میروند
پرده های تیره دنیای من
روح من چون بادبان قایقی
در افق های دور پنهان میشود
می شتابند از پی هم بی شکیب
روزها و هفته ها و ماهها
لیک پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامن گیر
بعدها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
http://sahargolkary.blogfa.com/post-26.aspx
بچه های بوذرجمهری ( )

اين عكسي كه هم اكنون مشاهده مي كنيد توسط ماهواره هاي جاسوسي سازمان سيا (CIA) واقع در پايگاه حزب الله افغانستان گرفته شده است.بنا به اطلاعات رسيده از منابعي كه ازآوردن نام آنها معذوريم بچه هاي بوذرجمهري طي اقدامي سياسي و غير اخلاقي اقدام به تك روي و تأسيس يك پايگاه مقاومت (در ظاهر به نام شركت سهامي خاص ولي شما هر چي ديديد كه نبايد باور كنيد) كرده اند. از خاك و غباري كه بر روي اين تابلو نشسته اينگونه برداشت مي شود كه اين گروه منافق ساليان درازي است كه در خفا فعاليت ميكنند.طي اخبار رسيده اين سياسيون از هيچ اقدامي در ضربه زدن به اين نظام مقدس فروگذاري نمي كنند و عاملين اصلي در قتل آميز جواد آقا به شمار مي آيند.روحش شاد.
( )
در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار :
سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟
و كسي جوابي نداد...
چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟
در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟
در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟
در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟
در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟
سرباز اسرائیلی ( )

دیر زمانی از خراب شدن مجسمه های بودا به دست طالبان نمی گذرد که بیت المقدس هم به سرنوشتی مشابه دچار خواهد شد.
پائیز ( )
یه شعر خیلی خیلی قدیمی ... سال ۸۰ فکر کنم ... یادمه یه بار خانم سحر درخواست کرده بود .. من پیداش نکردم ... تا امروز .. امیدوارم خوشتون بیاد guys
آسمان ،لكه هايش را به چشمهاي من بخشيد
وباد در هياهوي هزاران برگ پائيزي
وزيدن گرفت
ناگاه برگي از نگاه درخت افتاد
وزندگي در يك سقوط خلاصه شد
من از آسمان اين روزها خسته ام
من دلم ابر مي خواهد
من دلم را به ابرها پيوند زده ام
مي دانم كي قراراست چادر آسمان را خيس كند
من به اندازه ي يك ابر دلم تنگ است .
پائيز زمزمه ي نازك تنهائيست
پائيز سبزترين شكل انكار بهار
وپائيز نخستين فصل حضور من
در صداقت تلخ حقيقت است.
چه بادي آمد و رفت
چه بادي آمد وچه يادها كه با خود برد
يا د آن كبوتر يك دست سپيد
وياد آن خاطره ي يك دست سياه
من تراوش كردم خود را
در صلابت پائيز
و آنقدر برگها را شمرده ام
كه نگاهم به زمين پيوند خورده است
در شكوه ريزش برگهاي پائيزي
من در نفسهاي آفتاب ، گم شده ام
و آنقدر لطيف مرده ام كه كسي مرا به ياد، نمي آورد
وكلاغ مظهر پائيز است
با صداي نازك غمناكش
گوش ها را مي نوازد
ودلها را از آرامش محض مي راند
راستي ، كلاغ چه حيوان لطيفي است
وقتي
كه به من مي خندد
وقتي
از بالاي سرم مي گذرد
وتنهائيم را وسعت مي بخشد
آسمان ، سيماي خود را با چشمهاي ما مي شناسد
وپائيز رويائيترين فصل مرگ كبوتر است
كاش كبوتري به نام پائيز بودم
مي گشادم پر
در نگاه يك برگ خلاصه مي شدم
ودر امتداد سقوط او
به آفرينش بي انجام خود
خودخواهانه لبخند مي زدم
كاش كبوتري به نام پائيز بودم...
عكس تولد ( )
این عکسه خداییش خیلی قشنگ شده،دلم نيومد بقيه نبينند.روي لينك پايين كليك كنيد لطفاً.
http://i16.tinypic.com/2nqa2c7.jpg
کیک تولد ( )
این تصویری که مشاهده میکنید قطعه کیکی است که از دست چندین تن از انسان های غرب زده مدیر نما جان سالم به در برده است.بنده همین جا اعلام می کنم که هیچ کدام از این مدیر نماها فریضه پر فیض ۲۲ بهمن را جدی نگرفته اند که هیچ .تنی چند از متولدین بهمن اقدام به گرفتن مراسم تولد یواشکی و پنهانی می کنند که از دید بقیه پنهان است!!!!!(از آوردن اسامی معذورم)من این یک تیکه کیک که از چنگ تعدادی جنگ زده درآورده شده و نام مقدس و (ناقص) مدیرا... بر آن حک شده را به این عزیزان تقدیم می کنم و برایشان آرزوی سر بلندی و سالهای سبز و خوشی را خواهانم.(در ضمن گرفتن مراسم تولد منبع موثق و مقبولی ندارد و من خودم هم از بقیه شنیدم)
روایتی از یک نقطه عطف ( )
تصوير مربوط به راه پيمايي مشهور آميز جواد آقا در سال 84 است و در سالگرد تولد اميد نتوانستيم که آن را منتشر نکنيم چون که خود اميد نيز شرکت در اين راهپيمايي و همراهي آميز جواد را نقطه عطفي در زندگي خود مي دانست اما براي آنکه شما نيز به اهميت اين راهپيمايي پي ببريد اندکي از ثمرات و وقايع پس از اين راهپيمايي را ليست مي کنيم :
1- 4 رقمي شدن ارزش سهام در بورس
2- شکست حزب جمهوري خواه از دموکرات ها در انتخابات کنگره آمريکا
3- پيروزي حسين رضا زاده در مسابقات آسيايي دوحه
4- افتتاح تونل رسالت
5- عوض کردن نام پيامبر اکرم به پيامبر اعظم
6- سفر خانم انوشه انصاري به عنوان اولين فضانورد ايراني به فضا
7- افزايش قيمت گوجه فرنگي به کيلويي 3000 تومان
8- و ....
اصل اسناد اين وقايع در کمد بچه هاي بوذرجمهري موجود مي باشد
.
( اميد جان تولدت مبارک . از طرف پوريا و خبات )
( )
به سر آمد دگر دوران سختي
گذشت آن روزگار شوربختي
هميشه ما زبون و خوار بوديم
و جنس بُنجل بازار بوديم
ز سوي پرتقال و موز و كيوي
شديم تحقير تا حد عجيبي
بهاء و قدر ما چون بود پايين
شديم آماج تهمتهاي سنگين
ولي چنديست از الطاف دولت
ولطف و ياري و اقبال ملّت
فزون گرديده قدر و قيمت ما
بهامان ميرود هر روز بالا
و بعد از سالها چشمانتظاري
شده ايّاممان سبز و بهاري
منم آن كلّه سبز تيره جامه
بسه هرچه شدم خوار زمانه
عزيز دردانه شد قیمه بادمجان
خورشتم شد غذاي پولداران
ومن آن گوجهی خوار و ذليلم
كه اكنون برتر از موز و شليلم
توريستي گر نيايد كشور ما
ولیکن گوجه آيد از فلانجا
وديگر موز كي بالد كه عاليست؟
به صِرف اينكه او اهل سوماليست
منم آلوزميني شاد و سرحال
چرا که صادراتم ول شد امسال
به جرم صادرات غير نفتي
ز من كندند پوستم را قلفتي
كجا بيمار خواهد خورد شلغم؟
به جايش هرسه وعده ميخورد غم
مگو شلغم بگو دُرّ گهربار
لبو گرديده نور چشم بازار
دگر خرگوش هم بيچاره گرديد
براي زردكي آواره گرديد
اگرچه ما زماضي دردمنديم
بــه ریـش مـیـوهها حالا میخنديم
خداي قادر و ربّ توانا
بكن ?جاويد? خوشحالي ما را
منبع: انجمن طنز
تذکره العلما (6) ( آزاد )

آن شيخ جليل و حليم... آن صاحب نفس سليم... آن عزيز با حيا و خجالتي... بکرد به هر محب خويش کرامتي... آن نابغه علم رياضي... آن وارث خيام و سينا و رازی... آن دارنده مدال المپياد... نيوتن را بياورد به ياد... آن ناشناخته سابق... آن عيار شب رو عاشق... آن متخصص علم ديفرانسيل... داراي بالاترين حد انرژي پتانسيل... آن صاحب نفس الشريف... آن در اينترنت همه فن حريف... آن مدريتور پرتوان... كه گذشت در اين ره از سر و جان... آن صاحب حوصله... که نداره از هيچکس گله... آن كه همه نمرات بيست را كرده دشت... هوای روحش ابری چون هوای رشت... آن سانسورچي... آن پر مطلب... آن تيزهوش... آن باريك... آن ناپيدا... آن تحول يافته... آنكه آسمان را به ريسمان بافته... آن داننده رموز جادوگري، شيخنا، مولانا و عزيزنا " آقا شيخ مصطفي خان مسگري" (رحم الله عليه و الي آباه الاجمعين) از سابقون فرقه وبلاگيه، بزرگا مردی بود و دائم با خويش در نبردی بود.
اندر حسب حال او گفته اند که روزی با ياران در سير و سلوک دنيوی خويش به خرابه ای رسيد ناگاه درويشی مجرد موسي خان... نام(نسخه ميخي خوانا نيست) از خرابه بيرون جست و هر آنچه از دشنام می دانست نثار او و مريدان خاصه نمود که فلان مزدور است و بهمان تواب و ديگري سرگرد (که اينها در آن دوران از سخت ترين دشنام ها بود) و خلاصه هر چه ناسزا بود در عالم نثار او و عيال و اولاد و يارانش نمود و شيخ تبسم می فرمود... تا اينکه مريدی خاص با تغيّر و غيظ عرض نمود که يا شيخ تا به چند حلم می ورزی و ناسزا و دشنام تحمل مي کنی و متعرض نمی شوی؟ اين درويش را بايد كه به آتش سوزاند. شيخ ما بسيار خنديد و مر مريد را گفت يا رفيق انصاف شعار خود نما که ما و اين درويش در بشريت با هم برابريم و اينک هر چه از نعمات دنيوی و مال و منال و حکومت و مکنت است ما ضبط نموده ايم و آن درويش يک لاقباي فقير و عريان و برهنه و جاهل است. دلش تنگست هر چه می خواهد بگويد گفتار او نقصی به سلطنت ما نمی رساند. گويند رمزی عظيم در اين گفتار بود و سيصد مريد از اين گفتار شيهه بکشيدند و دردم جان بدادند.
آورده اند که شيخنا (انار الله مرقده الشريف) بسيار علم بداشت از علم التصاوير و شعر و حکمت تا دانش قصه و متل که گاهي بگفت از برای مريدان تا پژمرده و افسرده نگردند و به يکديگر نپرند. اما آنچه که سرآمد روزگارش کرده بود علم حساب و جبر و اريسماتيق بود که نزد ارشميدس آموخته بود. گويند از غيرت نام دختران خويش نمي برد. روزی او را پرسيدند: " يا شيخ نام فرزندانت چه باشد که از بهر تبرک بر فرزندان خويش گذاريم؟" گفت: " ژاژ نخاييد كه شما را توان اين كار نيست زيرا علم رياضت ندانيد" گفتند: "حال بازگوی شايد افاقه ای بکرد" گفت: " سه پسر جواد و عباس و كيومرث و سه دختر... نام اولين دختر تانژانت به توان دو جواد... دومي راديکال سينوس عباس... و سومي منفي لگاريتم جواد ضربدر کسينوس كيومرث" پس همگان گريه فراوان بكردند و بر سر و روي خود كوفتند و تصديق بکردند که علم و غيرت او در ميان شيوخ لنگه نداشته باشد.
اندر احوالات رخت بربستن شيخ از اين جهان آورده اند که چون شيخنا (انارالله مرقده الشريف) وبلاگي بساخت كه تا آن زمان نمونه اش در جهان هستي رويت نشده بود، انس و جن از اجوج و مجوج و پشت كوه قاف دسته دسته در زمره ی مريدانش در آمدند طوري كه حتي ملك الموت از براي ديدن وبلاگ شيخ قصد رايانه وي را نمود، شيخ كه پشت مونيتور نشسته بودي گمان همي كرد كه اين پيرمرد سفيدمو كه در مقابلش ظاهر گشته، يك فلاش جديد(نسخه عکاسباشی: برقی است که از بالای دوربين بجهد. نسخه غامپيوترباشی: نوعی اجنه که در الواح شيشه ای به جست و خيز پردازد) همي باشد. شيخ آنرا خوش نيامدي و سعي كردي با كليك كردن روي دكمه پاك (يادت نره)، او را از رو ببرد كه ملك الموت خشمگين گرديدي و موس را بر سر او همي كوبيدي، چنان كه في الفور جان به جان آفرين تسليم كردي، خدايش قرين رحمت كناد.
خدایا چرا من؟ ( )
مضحکه ای به نام "ولنتاین" ( فرهنگی اجتماعی )
این روزها به هر مرکز خرید و مغازه ای که سر بزنین ، یک مشت قلب کوچیک و بزرگ قرمز در حالات مختلف می بینید و در کنار اونها آگهی های حراج به مناسبت ولنتاین!!!!! هر مغازه بی ربط و با ربطی به مناسبت ولنتاین حراج زده .... من احترام زیادی برای این آئین زیبا ( روز ولنتاین )قائل هستم اما حقیقت اینه که این آئین مال ما نیست... شاید بگین چه اشکالی داره که ما از آئین های زیبای دیگران استفاده کنیم و اونها رو در ایران رواج بدیم؟ هیچ اشکالی نداره اما موضوع اینه که ما ایرانی ها گویا عادت داریم که همیشه در همه چیز افراط کنیم و به بیان عامیانه تر( با عرض معذرت ) هر چیزی رو به لجن بکشیم.
از دوستی که در آمریکا زندگی می کند و همچنین یکی از اقوام که در کانادا زندگی می کرد درباره ولنتاین سوال کردم. گفتند تنها هدایایی که در روز ولنتاین بین عشاق رد و بدل میشه ، کارت تبریک و شکلات هست. اما ایران .... از هدایای گرانقیمتی مانند جواهرات و ساعت شروع میشه تا سند ماشین و موبایل و ...... کسانی رو دیدم که در روز ولنتاین از چندین نفر کادو می گیرند!!!! پسرها و دخترهایی رو دیدم که در روز ولنتاین، صندوق عقب ماشین هاشون پر از کادو و شکلات میشه و تو خیابونها می گردن که کادوهای بیشتری بگیرن.... خلاصه که چرخ اقتصاد مملکت در این روزها به شدت در حال گردشه اما به چه قیمتی ؟ چرا ما ایرانی ها از هر چیز به بدترین نحو استفاده می کنیم؟ کدام عشق؟ کدام عشاق؟
ای کاش عشق را زبان سخن بود.........
تولد به یاد ماندنی ( )
شاید کمتر کسی فکر می کرد اولین سالگرد تولد وبلاگ اینچنین گرم و صمیمانه و به یادماندنی برگزار شود. شاید هم به من بیش از حد خوش گذشت اما به هر حال جشن کوچک تولدمان با آنکه در نهایت سادگی برگزار شد با حضور گرم دوستان از شور و نشاط و صمیمیتی دوچندان برخوردار بود و شاید رمز این نشاط و صمیمیت هم در همان سادگی بود.
به هر تقدیر لازم می دانم بعنوان مدریتورالممالک
صادقانه و صمیمانه بخاطر حضور گرمتان تشکر کنم و البته که جای خیلی از دوستان و بخصوص حضرت مستتاب امید خان شجاع دل بسیار بسیار خالی بود و صدالبته که نمی توانم دلخوری جمع حاضر از دوستان بدقولمان محمدرضا پورمند و سحر خانم گلکار و همچنین مجتبی علیاری را پنهان کنم.
به امید پیر شدن این فرزند دلبندمان، مدیران هشتادی



معامله لباس و ايدز ( )
روزنامه گاردين در شماره روز چهارشنبه03 ژانويه خود، گزارشی دارد از تهران در مورد نگرانی برخی از فعالان بهداشت عمومی ايران از گسترش بيماری ايدز و ويروس اچ آی وی در نتيجه مراودات و داد و ستدهايی که "ميان روسپی ها و برخی از فروشندگان لباس" صورت می گيرد.
رابرت تت خبرنگار گاردين در اين گزارش از قول يکی از اعضای گروه داوطلبی که برای آموزش خطرات ايدز و آگاهی دادن درباره نحوه انتقال ويروس اچ آی وی به پيشه وران و ديگر مردم تشکيل شده، نوشته است که روابط جنسی ميان روسپی ها و فروشندگان لباس که معمولا در ازای دريافت لباس انجام می شود، کوششهايی را که برای مبارزه با ايدز در ايران انجام می شود به مخاطره انداخته است.
يکی از اين آموزش دهندگان به خبرنگار گاردين گفته است که در يک فروشگاه لباس، فروشنده ای که ادعا می کرد برای شنيدن توصيه های آموزشی فرصت ندارد، در واقع سرگرم مذاکره و معامله با چهار روسپی بود.
به نوشته گاردين، اين آموزش دهندگان بهداشت نيز مانند مسئولان امور بهداشتی بر اين عقيده اند که اعتقاد به پرهيز از هرج و مرج جنسی در ميان جمعيت عمدتا جوان ايران رو به کاهش است.
'تخفيف خوب'
در اين گزارش آمده است که به طور مثال در بازارچه ای در منطقه تجريش تهران، که تعداد زيادی فروشگاه البسه زنانه دارد، چندين مغازه دار گفته اند که روسپی ها به آنها پيشنهاد رابطه جنسی در برابر دريافت لباس داده اند.
آرش، يکی از اين فروشندگان که ۲۳ سال دارد به خبرنگار گاردين گفته است که تا به حال ۴۰ تا ۵۰ بار چنين پيشنهادهايی دريافت کرده است.
احمدرضا، فروشنده ۲۳ ساله ديگری گفته است که دو زن به او گفته اند که اگر تحفيف خوبی به آنها بدهد و شماره تلفنش را هم به آنها بدهد، آنها "در خدمت او خواهند بود" و احمد رضا می گويد که اين پيشنهاد را پذيرفته است.
روزنامه گاردين می نويسد که پليس ايران با اعزام ماموران در لباس شخصی سعی کرده است که جلو اينگونه مراودات را بگيرد. در همين حال، گروههای آموزش دهنده داوطلب نيز با مغازه داران درباره خطرات ايدز صحبت می کنند.
آگاهی يک طرفه
با اين حال، خبرنگار گاردين از قول متخصصان نوشته است که اشکال کار اين است که اين آگاهی ها به روسپی ها منتقل نمی شود.
اين روزنامه نظر اميررضا مرادی مدير گروه "زندگی مثبت ايران" را که خود در اثر انتقال خون به ويروس اچ آی وی آلوده شده نقل کرده که گفته است که با آنکه مردم درباره اچ آی وی اطلاعاتی دارند، از اين اطلاعات عملا به هنگام برقراری رابطه جنسی استفاده نمی کنند.
گزارش گاردين می افزايد که مقامات بهداشتی کشور برنامه ای را برای گسترش آگاهی در باره نحوه انتقال و جلوگيری از گسترش اين بيماری آغاز کرده اند. با آن حال، متخصصان از کمبود اطلاعات در اين زمينه شکايت دارند.
گاردين می نويسد در حاليکه آخرين آمار رسمی تعداد بيماران ثبت شده، ۱۳۷۰۴ نفر است، مقامات بهداشتی ايران و همچنين سازمان بهداشت جهانی، تعداد موارد ابتلا به ايدز در ايران را بين ۷۰ هزار تا ۱۲۰ هزار تن می دانند.
در قسمت پايانی اين گزارش، آماری ارائه شده که به موجب آن تعداد روسپی ها در ايران، ۳۰۰ هزار نفر و سن متوسط آنها بيست سال برآورد
( )
مدیران بعد از این! ( )
شعرزیر سال 82 در اولین شماره نشریه طنز مدیر بعدازاین چاپ شد که به مناسبت سالگرد وبلاگ آپدیتش کردم:
قراره که بعدازین مدیربشم
قراره که پشت میز نشین بشم
کنترل پروژه.مدیریت.حسابرسی
همرومی دم به اون حسابدارای لعنتی
دوردنیا الکی ماموریت جور می کنم
کنفرانس کشک و دوغ هرجاباشه باید برم
هرچی از کیش ودبی ایتالیا بار می کنم
میارم اینجا و صد برابرش آب می کنم
***
مالیاتو نمی دم سود می کنم پولارو پارو می کنم
تازنم زنگ بزنه فوت می کنم موبایلو خاموش می کنم
میخرم یک الگانسوپشت رل باد می کنم
توی جردن که میرم ویراژ وتیکاف می کنم
***
آخرش زمین بیام هوا برم
اولش باید لیسانسو بگیرم چیکار کنم؟
نمره صفرپژوهش رو چطوری ده کنم؟
چطوری اینهمه درسو بخونم پاس بکنم؟!
یکی از دخترامون چندروزه که جزوه می خواد
بهتره جزوه بدم تملقش رو بکنم
بلکه تو شرکت باباش یه کاری جور بکنه
یا که تو تولدش بنده رو مهمون بکنه
دامادرئیس بشم بعدهم رئیس اون بشم
صاحب کارخونه و وارث پست اون بشم
***
اینچنین است که این مدیرک یک لا قبا
میشه کله گنده میرسه به بالا بالا ها
گرشمامثل منید یا که خواهان موفق شدنید
متن خودراتوی وبلاگ بذارید!
نقشه گنج شما وبلاگ یکساله ماست
تارسی از موتور تلاش به بنز الگانس....
گاف های فرزاد حسنی در صدا و سیما ! ( )
دو شب پيش (یکشنبه شب) در برنامه زنده شبکه سوم سیما فرزاد حسنی در پایان برنامه از یک خانم دامدار نمونه یاد کرد که چند گوسفند تحویل گرفته و صدها گوسفند تحویل داده است.
وی در ادامه گفت: مثلا اگر من فرزاد حسنی را تحویل این خانم دهید، 30 تا فرزاد حسنی از او تحویل خواهید گرفت!
حسنی همچنین چندی پیش در یک برنامه رادیویی به انتقاد از نوع مواجهه مردم با پدیده فیلم های خصوصی بازیگران و ورزشکاران پرداخت و در پایان گفت: CD خود ما هم در دست تهیه است!
یاد پدر ( )
پدرم اين جوري بود وقتي من
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !
ایروبیک از لحاظ شرعی ( فرهنگی اجتماعی )
ایروبیک از لحاظ شرعی اشکال دارد.
این گفته آقای محتشمی رئیس فدراسیون ژیمناستیک در کنفرانس خبری روز یک شنبه است که به همین دلیل این ورزش را غیر قانونی می داند .طبق نظر ایشان ورزشکاران این رشته فقط می توانند در قالب فعالیتهای آمادگی جسمانی و در چارچوب اساسنامه فدراسیون فعالیت ( حرکات موزون شرعی ) کنند .
لازم به ذکر است که هنوز به طور قطعی معلوم نیست که این ورزش مفرح زیر نظر کدام فدراسیون ( آمادگی جسمانی یا ژیمناستیک ) باید اداره شود ولی به هر حال علاقمندان محترم این رشته زیر نظر هر فدراسیونی که می خواهند فعالیت کنند باید مراقب حرکات موزون و غیر موزون خود باشند وگرنه به جرم اعمال غیر شرعی از ادامه فعالیت ورزشی آنها جلوگیری خواهد شد.
دوستان عزیز برای اطلاع بیشتر می توانند به روزنامه آینده نو امروز مراجعه نمایند.
چتر ( شخصی )
به حسهايت شک کن مرد
به خرد شدن انگشتهاي غرورت
ببين به دو ، سه سال دوري ، خودت را باختي !!
ببين چه ساده و به سادگي
فراموشي وجودت را حذف کرد !!
انگار نه انگار کسي بودي
انگار نه انگار ، بودي .
اين تناسخ ، اين سرازيري ، اين تدفين چشمهايت
آغاز نبودني بزرگ است، در بودني کوچک
ببين بودنت را به نبودنش فروختي و او رفت !!!
آنقدر خيس آرزو بودي
آنقدر قطره هاي بودنش خيست کرد
که يادت رفت ، او با چتر تو خيس نمي شد
چترت را برد.....
و باد وزيدن گرفت
استخوانهايت به لرزه افتادند
از پا که افتادي ، مسيرش را کج کرد تا حتي نبيندت.
خيس بودي و سرما...
بي چتر بودي و باد
آنقدر ماندي ، آنقدر حول و حوش پيمانت ماندي
تا استخوانهايت پودر شد ، شکست .
حالا کنار اينهمه خاطره
منتظر چه اي ؟
سلامي ؟ لبخندي ؟
بوسه اي ؟
نه ! اينجا کسي رد نمي شود
چهارراه هاي وجودت
خالي خاليست
پرنده که هيچ ، قاصدکي هم پر نمي زند.
اينجا جايي براي ماندن ندارد
هوايي نيز.
بايد رفت اما کجا ؟!!
بايد رفت
بايد رفت
سالهاست هر روز مي گويم بايد رفت و ... نمي روم.
آخر اينجا کنار اينهمه خاطرات باراني
کنار اين درختان آرزو ...
روبروي دلم ،
شرمسارم از براي نبودنت.
کاش خداحافظي نکرده ، مي رفتي.
محمدرضا پورمند 16/11/1385
آنچه گذشت . . . ( )
انگار همین دیروز بود که اولین مطلب وبلاگ را داشتم می نوشتم و اعتراف می کنم که همان روز هم باورم نمی شد که بعد از یک سال وبلاگ چنین رونقی بگیرد و دوستان هشتادی اینچنین از آن استقبال کنند. الان هم فقط می توانم بگویم از اینکه بعد از یک سال چنین آمارهایی را از فعالیت های جمعی مان ارائه می کنم فوق العاده خوشحالم و مغرور.
آمار زیر مجموعه ای است از فعالیت ها و نوشته های دوستان و البته که این آمار گویای تمام فعالیت ها نیست و از همه مهمتر آنکه هدف از ارائه این آمار خدای نکرده رتبه بندی دوستان یا ارزش گذاری بر ایشان نیست که تنها وسیله ای است برای اینکه نگاهی داشته باشیم کوتاه و گذرا به مجموعه فعالیت های یک ساله مان.
و در انتهای سال اول این فعالیت ها لازم می دانم صادقانه و صمیمانه از تمام دوستان عزیزم که چه بعنوان نویسنده و چه بعنوان نظر دهنده یا بازدیدکننده مجموعه دوستان خود را تنها نگذاشتند تشکر کنم.
به امید آنکه این جمع کوچکمان هر روز بزرگتر و صمیمی تر شود.
تعداد مطالب ماهانه نوشته شده به تفکیک نویسندگان:
|
|
بهمن |
اسفند |
فروردین |
اردیبهشت |
خرداد |
تیر |
مرداد |
شهریور |
مهر |
آبان |
آذر |
دی |
مجموع فردی |
|
مصطفی مسگری |
4 |
9 |
4 |
9 |
5 |
4 |
5 |
2 |
۳ |
۴ |
۳ |
۵ |
۵۷ |
|
صادق شیرازی |
2 |
7 |
1 |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۱۰ |
|
نگار عرب |
2 |
3 |
3 |
3 |
4 |
1 |
5 |
1 |
۳ |
۲ |
۲ |
۳ |
۳۲ |
|
کاوه مهاجری |
|
6 |
3 |
2 |
3 |
0 |
0 |
0 |
۰ |
۱ |
۱ |
۰ |
۱۶ |
|
فاطمه حقایق |
|
25 |
9 |
5 |
2 |
1 |
0 |
0 |
۳ |
۲ |
۱ |
۰ |
۴۸ |
|
خبات |
|
2 |
0 |
1 |
2 |
0 |
0 |
0 |
۲ |
۲ |
۱ |
۳ |
۱۳ |
|
کیمیا نامدارپور |
|
|
|
|
2 |
1 |
1 |
3 |
۳ |
۲ |
۳ |
۰ |
۱۵ |
|
پوریا عسگری |
|
2 |
7 |
0 |
2 |
0 |
1 |
2 |
۱ |
۲ |
۲ |
۲ |
۲۱ |
|
سحر گلکار |
|
1 |
0 |
10 |
3 |
10 |
0 |
0 |
۱۱ |
۲۶ |
۸ |
۵ |
۷۴ |
|
امید شجاع دل |
|
2 |
0 |
1 |
3 |
4 |
1 |
1 |
۱ |
۲ |
۱ |
۰ |
۱۶ |
|
پرستو امینیان |
|
|
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۱ |
|
لیلا صدر |
|
|
|
|
1 |
0 |
0 |
1 |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
۲ |
|
مجتبی علی یاری |
|
|
|
|
|
|
|
|
۶ |
۹ |
۲ |
۰ |
۱۷ |
|
مریم توفیقی |
|
|
|
|
|
|
|
|
۱ |
۱ |
۳ |
۲ |
۷ |
|
حسین معصومی |
|
|
|
|
|
|
|
|
۳ |
۲ |
۴ |
۱ |
۹ |
|
محسن هاشمی گهر |
|
|
|
|
|
|
|
|
۱ |
۲ |
۰ |
۰ |
۳ |
|
حدید گلاب |
|
|
|
|
|
|
|
|
۷ |
۵ |
۱ |
۰ |
۱۳ |
|
محمدرضا پورمند |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۱ |
۹ |
۴ |
۱۴ |
|
اسرا تفت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۱ |
۱ |
|
سمیه حسینی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۲ |
۲ |
|
مجموع ماهانه |
۸ |
۵۷ |
۲۸ |
۳۱ |
۲۷ |
۲۱ |
۱۳ |
۱۰ |
۴۵ |
۶۳ |
۴۱ |
۲۷ |
۳۷۱ |


ترین های نویسندگان ( )
مصطفی مسگری: سانسورچي ترين، پر مطلب ترين، تیزهوش ترین، باریک ترین، ناپیداترین، تحول يافته ترين، کار و زندگی نداره وبلاگ میزنه ترین، مدريتور ترين، آي كيو ترين
صادق شیرازی: بدون مطلب ترين، جو گير اول بلاگ ترين، خارج ترین، تو فاز خودشه ترین، کاپشن سبزترین، غيب شده ترين، موسيو ترين، عيال وار ترين، تا وفتی فرانسه است می نویسه ترین
نگار عرب: مغرور ترين، متعادل ترين، هنر دوست ترين، فسقلي ترين، مادر هشتادی ها ترین، مدیرترین، فرفری ترین، خاله ریزه ترین، چند بعدي ترين
کاوه مهاجری: علامه ترين، جعفري ترين، خشک ترين، بي روح ترين، عصا قورت داده ترین، ابرو ترین، سبز ترین، ناراضي ترين، منتقد ترين، دكتر ترين، بیش از حد جدی ترین
فاطمه حقایق: خانه دار ترين، زود کم میاره ترین، مرحوم ترين، مطلب با عکس هاي مسخره ترين، پر مطلب ترين، آب زیر کاه ترین، دوست گلکار ترین، پیاده روی ترین، نيست ترين، ناصح ترين
خبات نسایی: راهنما ترین، کروات ترین، نچسب ترین، سياسي ترين، مبارزه در راه حق ترين، پر نظر ترين، خدا می دونه تو سرش چی می گذره ترین، رک ترين، همه ازش مي ترسن ترين
کیمیا نامدارپور: پر فرازونشيب ترين، اصلا شعر بلد نبوده ترين، لبخند ترین، دوست خودم ترین، علامه طباطبایی ترین، علامه ترين، دومين چه گورا ترين، شيك پوش ترين، رفیق نگار ترین
پوریا عسگری: اپسیلن ترین، مولوی خون ترین، گوش ترین، عارف ترين، هشتادي ترين، خوش خواب ترين، فقط نظر بده ترین، وراج ترين، همش نظر مي ده ترين، همش اطلاعيه مي ده ترين
سحر گلکار: بيکارترين، تازگی ها کمتر کپی پیست میکنه ترین، سياسي ترين، پر مطلب ترين، خانم ترین، شاعر ساده ترین، لپا لو ترین، پركار ترين!، شاعره ترين، مشاركتي ترين، هیچ وقت کم نمیاره ترین
امید شجاع دل: غير جدي ترين، با جمع شدن مخالفه ترين، ترک ترین، آمیز ترین، گرد شده ترین، طنز نویس ترین
پرستو امینیان: تربيت مدرس ترين، خاكي ترين!، ننویسنده ترین، ترسوترين، کم رنگ اما چک مي کنه ترين، با شخصیت ترین، نمی شناسمش ترین، به نظر مثبت ترین، شوخ ترين
لیلا صدر: لوس ترين، بايد بندازيمش بيرون ترين، فقط برا فوت ها نظر ميده ترين، كم پيدا ترين، مزدوج ترين، مثبت ترين، هنوز شیرینی نداده ترین
مجتبی علی یاری: فکر ميکنه عالم ترين، جو گير اول بلاگ ترين عمو ترين، خوشم نمی یاد ترین، عمو ترين، استاد ترين، ابرو كلفت ترين، دیر آمده و زود رفته ترین
مریم توفیقی: بهترين تازه وارد، تازه وارد متعادل ترين، از بازرگاني دفاع مي کنه کم مي ياره ترين، معتقد ترين، تازه كشف شده ترين، بهشتي ترين، صاف ترین
حسین معصومی: گزيده گوترين، کم مطلب اما خوب مطلب ترين، قش خنده ترین، هرچی بگی می خنده ترین، گرد و قلمبه ترین، با حال ترين، مختصر مفيد ترين، با مرام ترين، بیزنس ترین
محسن هاشمی گهر: به زور واردشده ترين، اصلا نيست در بلاگ ترين، بايد بندازيمش بيرون ترين، دير آمده و زود رفته ترين، حسابداري ترين، رفيق ترين، مگر اینکه به زور کیمیا بنویسه ترین
حدید گلاب: چه گوارا ترين، پسر خوب ترين، فوتباليست ترين، دیگه هیچی نمی نویسه ترین، متناقض ترين، بلاگ را به سايت تبديل کنيم ترين، بلاگ را ادبي کرده ترين، جو گير اول بلاگ ترين، خوشم میاد ترین، فوتبال ترین، پا ضرب دیده ترین
محمدرضا پورمند: شاعر ترين، بچه خوشگل ترين، بانك ملتي ترين، من از شعراش هیچی نمی فهمم ترین، فکر ميکنه شاعرترين، عکس ها را باحال مي کنه ترين
اسرا تفت: مادربزرگ ترين، پايه ي بحث جدي ترين، ملیح ترین، آروم ترین، خوش برخورد ترین، عاشورايي ترين، الزهرا ترين، فراموش كار ترين، تازه داره رو می کنه ترین
سمیه حسینی: پر نظرترين، فکر نمي کردم پايه بشه اما شده ترين، لپ ترین، خارجي ترين، بي غل و غش ترين، مخ ترين!، همیشه لبخند می زنه ترین
نسیبه شبیری: کمرنگ ترين، حرف نزن ترین، به زور آورديمش ترين، عاشق ترين، مالي ترين، خانم ترين
یاسمن فتوره چی: احساسي ترين، احساساتي ترين، بیش از حد حساس ترین، تاره وارد ترين، تازه وارد ترين، كم شناخته شده ترين
اولين جشنواره وبلاگ مديران هشتادي! ( )
دوستان عزيز با سلام و عرض احترام،
همانطوري كه اطلاع داريد قراره جناب آقاي مسگري نتايج “ترين ها” و “برترين مطالب” وبلاگ در سال گذشته رو به اطلاع دوستان گرانقدر برسونه ولي قبل از اينكه اين نتايج رسمي اعلام بشه و با توجه به اينكه من امروز نمي تونم در جمع شما باشم خواستم يه مطلبي بنويسم، يه كم دوستان رو بخندونم و از تمام دوستان وبلاگي هم به نوعي تقدير كنم...
طي مراسمي كه شب گذشته در Saint James Park برگزار شد هيئت داوران جشنواره برگزيدگان وبلاگ مديران 80 شامل: آميز جواد آقاي تبريزي (رئيس هيئت داوران) – اشعث كندي – ميكي ماوس – پدر پسر شجاع – اباقطام – حنا دختري در مزرعه و بچه هاي بوذرجمهري نتايج اين جشنواره رو به اين شرح زير اعلام كردند:
و در پايان مراسم به خاطر يك عمر تلاش و كوشش در زمينه مدريتوري وبلاگ مديران هشتادي، نخود بلورين و تابلو فرش زرين مدريتور برگزيده هيئت داوران به جناب آقا ميز مصطفي خان مسگري تعلق يافت و ايشان از طرف شخص آ ميز جواد آقاي تبريزي به لقب مدريتورالممالك مفتخر گشتند!(تشويق حضار).
( )
تمام هستي من كفشهاي كوچك بود
تمام زندگيام آفتاب و ميخك بود
گلوي سبز گياهان و شاخ و برگ صدا
تمام حنجرهها لانهي چكاوك بود
هنوز قصهي آن پشت بام يادم هست
كه آشيانه خوشبختي دو لك لك بود
هنوز خاطرهي مشقهاي كودكيام
كه صفحه صفحهي آن سهم بادبادك بود
براي كودكي از نسل كنجكاويها
كسل كنندهترين هديهها عروسك بود
زمان كودكي من دريچههاي شهود
اگر چه بسته ولي لااقل مشبك بود
در آن اصالت يكدست، آن صداقت محض
جهان خلاصهاي از لحظههاي كوچك بود
شما شبيه به آدم بزرگها هستيد
ولي شبيه خودش بود، آن كه كودك بود
انتخاب بهترین 3 مطلب سال ( )
تعداد ۱۴ تا از بهترین مطالب سال توسط نویسندگان محترم وبلاگ برای انتخاب ۳ مطلب برگزیده سال انتخاب و معرفی شده اند.
برای شرکت در انتخاب بهترین ۳ مطلب سال مدیران هشتادی اینجا کلیک کنید و فایل اکسل مربوط به آن را دریافت کنید. در این فایل همه چیز گفته شده. خواهشمند است
دوستان عزیز تا آخر روز جمعه فایل اکسل را به آدرس mostafamesgari@yahoo.com ارسال کنید.
یک دنیا تشکر![]()
داستانک ( )
آن روز خیلی خوشحال بود. با سرعت به طرف خانه می دوید. وقتی به خانه رسید سریع به سمت مادرش رفت که در آشپزخانه مشغول تهیه نهار بود. نمرات 20 حک شده در کارنامه نشان از شاگرد اولی او می داد. مادر او را بوسید و بغل کرد.
از طرف مدرسه برای دانش آموزان ممتاز جایزه ای در نظر گرفته بودند. قرار شده بود آنها با مراجعه به بانکی که طرف قرارداد مدرسه بود، دفترچه پس انداز با مبلغی به عنوان جایزه دریافت کنند.
با توجه به اینکه سن دخترک زیر 18 سال بود و قانون که که اجازه افتتاح حساب به افراد زیر 18 سال را نمی داد، قرار شد تا پدر وی برای افتتاح حساب و دریافت پول به بانک مراجعه کند.
***
پدر به تنهایی به بانک رفت. بوی تند تریاک، متصدی بانک رو آزار می داد. مرتب حرف می زد. خنده های مکرر او، دندان های سیاه و یک در میان را به نمایش می گذاشت.
می گفت به دخترش قول داده تا برایش کافی شاپ!!! بخرد.
وقتی حساب افتتاح شد، کل پول را با یک امضاء برداشت کرد و با لبخندی که بر لبانش نقش بسته بود و برقی که در چشمانش وجود داشت بانک را ترک کرد.
***
( )
ساعتی بودیم رودرروی هم
هردو آرام خموش
هردوسرتا پا گوش
هریکی منتظر صحبت غیر
تشنه تکلمی ساده زدل
چشم در چشمان هم
خیره به هم
رازها می گفت اشکهامان به هم....
***
من نگاهم پر از اندوه فراق
تو دلت پرزتمنای وصال
دردمان هردویکی وآرزوها مشترک
هردومان به فکرهم اما غروری بی سبب
تو نمی خواستی اقرار کنی
ومن اصرار که انکار کنم....
***
یاس در دلهایمان نشسته بود
درامید به رومان بسته بود
هردو دل آزرده و زار رفتیم راه خود
هردو مردیم نپرسیدیم ز خود
که چه را می خواستیم ثابت کنیم؟!
که چه می خواستیم ما از جان خود؟!......
21 /83/4
همیشه سکوت گویا ونشانه رضایت نیست همونطور که خاموشی دلیل فراموشی نیست..بعضی وقتها صبر زیادی باعث اتلاف وقت و ازبین رفتن فرصت می شه....
جشن یک سالگی وبلاگ ( )
بنابر نظرات دوستان روز پنج شنبه ۱۹/۱۱/۸۵ به بهانه اولین سالگرد تولد وبلاگ تمام نویسندگان وبلاگ در محل دانشکده گرد هم می آییم تا هم تجدید دیداری باشد و هم شاید عاملی برای حفظ و گسترش روابط جمع مدیران هشتادی در فضای مجازی.
زمان حضور: از ساعت ۱۵ الی ۱۶ بعدازظهر (هماهنگی لازم با دانشکده انجام شده)
به صرف: کیک و چای
(در صورت تاخیر تعهدی در قبال پذیرایی وجود ندارد
)
دوستانی که حضور خواهند داشت حتما در نظرات همین مطلب اعلام آمادگی کنند.
دوستان کلاه بوقی و کاغذ رنگی یادشون نره![]()
چند نكته پيرامون بودجه 86 ( )
دولت پس از وقفه زماني قابل پيشبيني بالاخره در اول بهمنماه 85، لايحه بودجه 86 را به مجلس شوراي اسلامي ارائه داد و درخصوص لايحه ارائهشده و نطق رياست جمهوري هنگام ارائه لايحه به مجلس توجه به چند نكته ضروري است.
1- ساختار كلي بودجه نشاندهندة آنست كه بالاخره دولت به ظاهر پذيرفته است كه در شرايط حاكم بر اقتصاد كشور خصوصاً احتمالات قابل پيشبيني، لازم است بودجه سال 86 را انقباضي تنظيم نمايد. اتخاذ اين سياست اگر براساس ضرورت ناشي از كاهش قيمت نفت يا افزايش شديد نقدينگي در سال 85 و يا تاكتيك خاص دولت باشد امر قابل قبول براي اقتصاد كشور تلقي ميشود و اميد است كه اين رويه در باقيمانده سال جاري و در سال آينده در دستور كار اجرايي كشور باقي بماند.
2- نحوة تنظيم بودجه سال 86 به گونهاي است كه به نظر ميرسد دولت سعي كرده است دستگاهها و سازمانهاي زيرمجموعه خود را به دو دسته تقسيم نمايد الف) دستگاهها و سازمانهايي كه قدرت لابيگري و پيگيري بودجه خويش را ندارند و لذا لازم است خود دولت براي اين سازمانها بودجه لازم را در نظر بگيرد و در نتيجه در لايحه بودجه ارائه شده بودجه اين سازمانها انبساطي (همانند سال گذشته) در نظر گرفته شده است ب) سازمانها و دستگاههايي كه قادر به چانهزني براي افزايش بودجه خويش در پارلمان و يا در الحاقيههاي بعدي خواهند بود لذا دولت در لايحه بودجه افزاش لازم را در بودجه اين سازمانها اعمال نكرده است. آن سازمانها و نهادها مانند وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت درمان، نيروي انتظامي و قوه قضائيه و ... از سازمانها و دستگاههايي هستند كه بودجه آنان به تناسب ساير سازمانها و دستگاهها از افزايش بودجه برخوردار خواهد شد. حال بودجه اين دستگاهها يا در زمان تصويب بودجه و يا در سال بعد با متمم و الحاقيه در دستور كار قرار خواهد گرفت.
3- نمايندگان مجلس بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه لايحه بودجه براي كل سال 1386 تنظيم شده است. لذا لازم است توجه نمايندگان و دولتمردان به اين نكته جلب شود كه اين لايحه بايد به الزام عدم ارائه متممها و الحاقيههاي انبساطي در سال بعد باشد. در صورتي كه دولت از چند ماه پس از اجراي بودجه در پي ارائه متممهاي بودجه باشد انقباضيبودن بودجه در شرايط فعلي صرفاً هياهو بر سر هيچ و نوعي فريب افكار عمومي و نخبگان خواهد بود.
4- در نطق رياست جمهوري در مجلس شوراي اسلامي و همچنين در برنامه تلويزيوني گفتگوي ويژه خبري پيرامون وضعيت بودجه، آمار و ارقامي مبناي تحليل و تفسير قرار گرفت كه مشخص نشد در اين مقايسه لايحه بودجه 86 با لايحه بودجه 85 مقايسه ميشود يا اين مقايسه با عملكرد سال 85 ميباشد، ارائه آمارها و ارقام بدون پشتوانه قابل قبول كارشناسانه، صرفاً در مقام سخنرانيهاي عمومي قابل ارائه مي باشد.
5- در لايحه بودجه 86 اشاره گرديد كه قيمت هر بشكه نفت 33 دلار در نظر گرفته شده است در حالي كه در بودجه سال 85 اين رقم 44 دلار لحاظ شده است. در صورتي كه اين مقدار كاهش در ستون درآمدي دولت از محل درآمدهاي نفتي رخ خواهد داد و در حالي كه هزينههاي دولت نيز با 15% افزايش در سال 86 در نظر گرفته شده است. براي تأمين اين هزينهها لازم است از محل ساير درآمدها و درآمدهاي مالياتي نه تنها ميزان افزايش و رشد هزينهها بلكه ميزان كاهش يافته در درآمدهاي نفتي را نيز جبران نمايد. درآمدهاي مالياتي كشور در سال جاري به دليل افزايش شديد درآمدهاي ناشي از واردات كالا بوده است چنين رشدي قطعاً در سال بعد وجود نخواهد داشت و لذا عدم تأمين درآمدهاي مورد نياز براي هزينههاي در نظر گرفته شده از محل ساير درآمدها خواهد بود كه بسيار غيرواقعي به نظر ميرسد و لذا دولت در سال بعد ناچار به ارائه متمم بودجه براي ميزان كسري بودجه خويش خواهد بود.
مقاله مجانی ( )
قابل توجه بچه های ارشدی
تو این سایت تا تاریخ ۱۵ فوریه مقاله هارو به صورت رایگان در اختیار همه قرار دادن.
http://www.palgrave-journals.com/pal/index.html
( )
مراقب افکارت باش که به گفتار تبديل ميشود، مراقب گفتارت باش که به کردار تبديل ميشود، مراقب کردارت باش که به عادت تبديل ميشود، مراقب عادتت باش که به شخصيت تبديل ميشود، مراقب شخصيت خود باش، که آن سرنوشت تو خواهد بود...
شعری از فروغ.. ( )
من از تو می مردم
من از تو می مردم
اما تو زندگانی من بودی
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
وقتی که من خیابانها را
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی
تو در من میخواندی
تو از میان نارون ها٫ گنجشکهای عاشق
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر می شد
وقتی که شب تمام نمی شد
تو از میان نارون ها گنجشک های عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
تو با چراغهایت می آمدی به کوچه ما
تو با چراغهایت می آمدی
وقتی که بچه ها می رفتند
و خوشه های اقاقی می خوابیدند
تو با چراغهایت می آمدی
تو دستهایت را می بخشیدی
تو چشمهایت را می بخشیدی
تو مهربانیت را می بخشیدی
تو زندگانیت را می بخشیدی
تو مثل نور سخی بودی
تو لاله ها را می چیدی
تو گوش می دادی
اما مرا نمی دیدی
اندیشه ( )
زیبا ترین اندیشه اگر محصور باشد ،
با ساده ترین استدلال ها از بین می رود.
/ ( )
شانه ات مجاب ام می کند
در بستری که عشق تشنگی ست
زلال شانه هایت
همچنانم عطش می دهد
در بستری که عشق
مجاب اش کرده است.
احمد شاملو
ترین های نویسندگان و بهترین مطالب سال ( )
ترین های نویسندگان
به بهانه جشن یک سالگی وبلاگ می خواهیم باز دوباره آن حرکت جالب و به یاد ماندنی جشن فارغ التحصیلی مان را تجدید کنیم اما این بار برای نویسندگان وبلاگ و برای حفظ حق رای مخفی دوستان فایل اکسلی طراحی شده که باید ترین ها را در آن نوشته و فایل را به آدرس mostafamesgari@yahoo.com ارسال کنید. برای دریافت فایل اکسل اینجا کلیک کنید.
بهترین سه مطلب سال
هر نویسنده می تواند تا دو مطلب از مطالبش را بعنوان بهترین مطالب خود برای انتخاب مطالب سال معرفی کند که در نهایت به رای گذاشته خواهد شد. تمام مطالب یک ساله خود را می توانید با کلیک روی اسمتان روی وبلاگ ببینید. خواهشا شکسته نفسی هم نکنید تا رای گیری داغی داشته باشیم. برای معرفی این مطالب از همان فایل اکسل بالا استفاده کنید.
پ.ن: به دنبال استقبال بیش از انتظار دوستان عزیز و ارسال ایمیل های مختلف ستاد انتخابات وبلاگ زمان ارسال فایل ها را تا آخر روز سه شنبه تمدید نمود. از دوستان خواهشمند است در مراجعه به صندوق ها عجله نکنند و مراعات حال افراد مسن را هم بنمایند. (دیگه ادای انتخابات های خودمون رو که می توانیم در بیاریم
)
