| » . |
پيغام مدير :
و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
برای شنیدن موسیقی روی دکمه پخش کلیک کنید
سایت اخبار دانشگاهی و استخدامی کشور
سایت رسمی محمد رضا پورمند
سایت دانشجویان/بانک مقالات علمی به زبان فارسی
گلوبال فایننس
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشگاه سرام CERAM Sophia-Antipolis - فرانسه
انجمن علمی دانشکده مدیریت
وبلاگ مصطفی
سحر گلکاری حق
وبلاگ حسن صابري
مدیریت صنعتی رفسنجان ورودی 81
قنیرستان
همکلاسی
عندليبان
فتوبلاگ روشنک
کارتون های کودکی در یوتیوب
بازی رایانه ای پرتاب کفش به بوش
یک لیوان چای داغ!
معاون دانشگاه زنجان دخترک را صیغه کرده بوده!!!!!!1!
فایرفاکس 3
چمران ، شریعتی و درد مشترک
به بهانه سالگرد شریعتی!
مرور سير تاريخي تقابلات آيت الله مرتضي مطهري و دکتر علي شريعتي
وزیر: فیلم واقعه دانشگاه زنجان اشاعه فحشا بود
فیلم افتضاح اخلاقی در دانشگاه زنجان
انحطاط نمایشگاه ها
سفری از جنسی دیگر
گردهمایی پانزدهم
موفق باشید
گردهمایی هشتادی ها
فرار مغزهای هشتادی
خبر خوش هشتادی
فوت
هشتمین جشنواره خیریه پیام امید
من در مونترال 2 (جامعه)
جمعه اي تلخ با تسويه حساب
تجسم یک رویا
عروسی پوریا
معذرت خواهی
چهارشنبه سوری
مصطفی
صادق شیرازی
نگار عرب
کاوه مهاجری
فاطمه حقایق
خبات
کیمیا نامدارپور
پوریا
سحر گلکار
امید شجاع دل
پرستو امینیان
لیلا صدر
مجتبی علی یاری
مریم توفیقی
حسین معصومی
محسن هاشمی گهر
حدید گلاب
محمدرضا پورمند
اسرا تفت
سمیه حسینی
نسیبه شبیری
یاسمن فتوره چی
شیرین ریاضی
ستاره یوسفی
سمیه نظری
سام کلاهگر
راحیل شمس
مهرناز مهدی زاده
سید محمود لاجوردی
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
ما کجا اشتباه کردیم؟ ( )
نیم ساعتی می شود که از هر ترفندی که بلد بودم استفاده کردم تا این نرم افزار رایگان گوگل دسکتاپ را دانلود کنم. اما متاسفانه بدلیل ایرانی بودن مان از این نرم افزار درپیت هم محروم مان می کنند که جناب گوگل می فرمایند:
Residents of Iran, Sudan, Cuba, Syria, North Korea and Burma are not eligible ...
البته بیش از آنکه عدم دسترسی به این نرم افزار آزار دهنده باشد خدشه دار شدن غرور یک ملت است که آزار دهنده است. این اولین این موارد یا حتی بزرگترین آن هم نیست. اما گاه تلنگور خوبی برای کمی تامل است. ما کجا اشتباه کردیم؟ اصلا آیا ما اشتباه کردیم؟
فقط می توانم بگویم متاسفم . . .
پ.ن1: من از این آمریکایی ها تعجب می کنم چرا که خدا می داند با استفاده ی ایرانی ها از این نرم افزار چه حجم عظیم و با ارزشی از اطلاعات ایرانی ها را می توانستند بدست آورند و دارند از خیر آن می گذرند. شک ندارم که اینچنین اطلاعاتی را خودمان هم نداریم. (با این نرم افزار می توانند لیست دار و ندرا کامپیوتر هر کسی را داشته باشند وحتی خیلی بیش از این) احتمالا بخاطر این است که گوگل بخاطر اخلاق حرفه ای اش اطلاعاتش را به دولت آمریکا نمی دهد. آنچنان که اخیرا دعوایی هم سر همین داشتند.
پ.ن2: ببخشید اگر چند روزی است بیش از کوپنم می نویسم. این دیگر واقعا دست خودم نبود.
پ.ن۳: هنوز گوگلی به دنیا نیومده بتونه جلوی منو بگیره.
بالاخره موفق شدم این نرم افزار رو از یکی از دوستان خارجکی گیر بیارم تا مشت محکمی باشد بر دهان استکبار
. لینکش رو تو قسمت پیوندها می گذارم تا بقیه دوستان هم استفاده کنند. به درد آدم هایی مثل خودم می خوره که انقدر کامپیوترشون به هم ریخته است که خودشونم توش گم می شن
و یا اینکه خیلی به سرچ معتادن و حتی می تونید بدون چک کردن وبلاگ از مطالب جدید آن باخبر شوید.
لينك ثابت ![]()
و باز هم خشونت... ( )
دوشنبه ای که گذشت باز هم خشونت این بار از نوع دانشگاهی اش از نوع شرقی
این بار از نوع کره ای دانشگاه صنعتی ویرجینیا کشته شدن ۳۲ دانشجو و استاد چو سونگ
هوی کره ای تبار ۱۹۹۲ ورود به امریکا دانشجوی ادبیات زبان انگلیسی گوشه گیر
خجالتی ...
حتما از جزئیات این خبر در رسانه ها مطلع شده اید.
بهر حال خشونت یک عارضه جهانی است به این معنا که از بین خود انسانها پدید آمده است و یک امر خارجی نیست و هر روز شاهد سنگین تر شدن بار تلفات جانی و اثرات جانبی آن هستیم.
چرا خشونت...
راه های پیشگیری ویا حداقل کاهش آن در سطح جهانی...
خوشحال می شم نظراتتون رو مطرح کنید![]()
به یاد سهراب... ( )

می خواستم برایت بنویسم و از تو بگویم ، اما تو خود آنچه باید نوشته می شد را نوشتی و آنچه باید گفته می شد را گفتی. سپس آوایی از دور تو را خواند و تو رفتی ، رفتی "رو به آن وسعت بی واژه که همواره تو را می خواندت".
و بعد از رفتنت چقدر سخت بود بر لب آب گل آلود نشستن و خواندن "آب را گل نکنیم"؛
و بعد از رفتنت چقدر سخت بود زیر باران رفتن با چتر و خواندن "چترها را باید بست، زیر باران باید رفت" و پذیرش منطقی که می گفت: زیر باران رفتن همانا و سرما خوردن همان؛
و بعد از رفتنت چقدر سخت بود ساده بودن در میان مردمی که تنها فرمانده رفتارشان چشمشان بود و خواندن "ساده باشیم ، چه در باجه ی یک بانک چه در زیر درخت".
سهراب تو چگونه توانستی با روی و ریای مردم یکرنگ و یکرو باشی؟ و ساده بگویی "چشمها را باید بست،جور دیگر باید دید"...
تو چگونه دیدی مردم اطرافت را؟!!
کاش بودی و می دیدی که همه می گویند "گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد" و شب عید همه در به در دنبال لاله قرمز هستند.
کاش بودی و می دیدی هنوز هم کسانی هستند همچون "حوری دختر بالغ همسایه" که "زیر کمیابترین نارون روی زمین فقه می خوانند"
کاش بودی و می دیدی ...
آه سهراب!
چه فکر نازک غمناکی داشتی و چه زود با "مرغ هوا" دوست شدی.
سالروز آشنایی ات با "مرغ هوا" مبارک.
وبدانیم اگر مرگ نبود
دست ما در پی چیزی میگشت
و نترسیم از مرگ، مرگ پایان کبوتر نیست
خاطرات 15 ملوان انگلیسی ( )

سوم فروردین
ما امروز به خاک ایران تجاوز کردیم همه اش هم تقصیر فیلیکس بود چون هرچه من به او گفتم که ما وارد آبهای نیلگون خلیج فارس شدیم اون گفت نه نشدیم جی پی اس نشون میده که نشدیم. راست هم می گفت ولی باز هم تقصیر اون بود چون من صد دفعه گفتم از این جی پی اس های ارزان ژاپنی نخریم بریم جی پی اس صاایران بخریم که الان صنعت الکترونیک دنیا رو قبضه کرده و یک اینچ هم خطا نداره ولی به گوشش نرفت که نرفت.
چهارم فروردین
این ایرانی ها واقعا مهمان نوازند. دیروز وقتی ما خواستیم از قایق تندرو پیاده شیم هرچی من خواستم کرایه ی قایق را بدم آن آقا ریشوئه که پشت تیربار بود گفت نه، حساب شده. وقتی هم که ما پیاده شدیم فرش قرمز انداخته بودند و دو تا دختر سیاه سوخته آمدند دسته گل به ما دادند و گروه سرود هم آهنگ ورزشکاران پیروز بادا رخشان چون گل هر روز بادا را اجرا کردند و خلاصه کلی تحویلمون گرفتند.
سوسک.. ( )
خيلي جالبه :
از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم
از عنکبوت ميترسيم..............از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده
نمي ترسيم.
از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم......از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم
از سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم.
از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم
از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم................از خيانت به ديگران نميترسيم
خوزستان(2) ( )
هرگز فکر نمي کرديم که شهر شوش به غیراز دانيال نبي جاي ديگري رو هم داشته باشه اما دم غروب که رسيديم ناگهان قلعه بسيار خوشگلي را مشاهده کرديم وخواستيم بريم ببينيمش که گفتند ديره ،صبح به عزم ديدن اونجا از خواب پا شديم اما نتيجه غير از آني شد که فکرش را مي کرديم خود قلعه ديدني نبود بلکه بقايايي که قلعه بر روي آن ساخته شده مهم بودند که کاخ آپادانا ي داريوش وهمچنين آثاري از دوره ايلاميان از آن جمله اند.در انتظار يافتن مدخلی براي ورود به آنجا بوديم که ناگهان در قلعه باز شد وپيرمردي را ديديم که درحال بدرقه کردن یکی از دوستانش بود از وي درخواست کرديم که به ما اجازه دهد وارد شويم که بابيان اينکه خودش مهمان است وهمچنين قلعه چيزي هم براي ديدن ندارد ما را قانع کرد و اين آغازي بود براي مباحثه ما:
پوريا ابتدا او را حاجي صدا کرد ،وي بسيار قاطع اما محترمانه گفت من حاجي نيستم من هم به فکرم رسيد که شايد از مهندسين ميراث فرهنگي باشه و وي را مهندس خطاب کردم که باز گفت من مهندس نيستم خلاصه حتي به ذهنم مي رسيد که شايد بنا باشه اما هرگز به ذهنم خطور نمي کرد که وي استاد دانشگاه باشد.آري دوستان اين را از زبان نگهبان آنجا شنيديم،وي کسي نبود جز دکتر ارفعي جزو سه يا چهار نفري که در دنيا قادرند خط ميخي را رمز گشايي(اشتباه نکنيد خواندن نه، بلکه رمز گشايي) کنند،وي استاد يکي از دانشگاههاي آمريکا بود که سالي 2 ماه به ايران مي آيد وصرفا در شوش مي ماند وبه تحقيق ادامه ميدهد،ما هم شرمنده از آنکه وي را به درستي نشناخته ايم به صحبتهايش فکر مي کرديم:
اما فارغ از مباحث علمي ومستدلي که براي ما کرد منظورم از گفتن اين داستان اين بودکه :
1 - خدايش وي مصداق اين گفته بود که هرچه درخت پربارتر باشه افتاده تر ميشه ما اگر جاي اون بوديم چطوري رفتار مي کرديم؟
2- اينکه نشان دادن عرق ملي وايثار در راه وطن فقط زير تانک رفتن يا خط شکستن نيست وکارهاي ديگر هم در جاي خود ارزشمند است
3 - بعضي جوانهاي امروزه که مثلا توي قبرس دستشويي پاک مي کنند يا در ليختن اشتاين آدامس مي فروشن و يا در يکي از کوره دهاتهاي فرانسه تنظيم خانواده پاس مي کنند ميگن که از استعداد ما در مملکت استفاده نميشه وديگه پشت سرشون رو نگاه نميکنند با ديدن اشخاصي مثل دکتر ارفعي چي براي گفتن دارند؟
دکتر ارفعي براي ما مصداق خالص يک ايراني بود ،صحبتاش ،منشش ،حتي سيبيل زيبايش
وجالب اينکه وقتي از دوره هخامنشيان نام مي برد انگاردر زمان حال به سر ميبره و وقتي از ايلامي ها نام مي برد انگار ديروز بوده
آري دوستان با ديدن اشخاصي چون دکتر ارفعي با تمام وجود به ايراني بودن خودم مي بالم و با تمام وجود خودم رو کوچک مي بينم
*قابل توجه دوستانی که با دکتر ارفعی آشنایی ندارند توضیح بدهم که در عکس پایین شخصی که دست به سینه ازراست وایساده محمد جواد خودمونه وشخصی که قدری مسن تره دکتر ارفعیه![]()
![]()
![]()

تله موش ( آزاد )
ساختار نظام اسلامی! ( )
همه ما بطور کامل با سیستم حکومتی کشورمون آشنا هستیم. اما گاه دیدن چنین شمایی (منبع: BBC) از سیستم حکومتی ایران می تواند جالب باشد و حتی به درک اینکه چه اتفاقی در این ساختار می افتد کمک کند.

برای اطلاع دوستان عرض شود که:
به نظرم چند نکته از این نمودار استنباط می شود:
اما بیایید یک بار هم که شده فکر کنیم که آیا این روابط و فلش ها می تواند جور دیگری هم باشد یا خیر؟ و شاید هم توانستیم نظریه دیگری در مورد ساختار حکومت ارائه کنیم
که البته با مشخصات فرهنگی و پیشینه دینی مان هم سازگار باشد. چه اشکالی داره؟
به نظر شما این فلش ها در بهترین حالت ممکن هستند؟ چطور باشند بهتره؟
البته این شکل یک سوتی بزرگ هم دارد. اگر فهمیدید . . .
یک خبر خوب و البته عجیب ( )
من که روی پایان نامه کار نمی کنم ولی فکر می کنم این برای دوستانی که متاسفانه! روی پایان نامه کار می کنند (که از بردن نامشان صرف نظر می کنم
) خبر خوبی باشد.
نمی دانم چه شده که چنین معجزه ای رخ داده ولی چند روزی است دسترسی دانشگاه تهران به مقالات emerald کامل و بی هیچ محدودیتی شده بطوریکه دیگر مقاله ای روی emerald نیست که از دانشگاه تهران به متن کامل آن دسترسی نداشته باشید.![]()
نتیجه اخلاقی این خبر:
خارج از شوخی اگر احیانا دوستان حال دانشکده رفتن ندارند یا دسترسی ندارند من در خدمتم. می توانید خودتان روی سایت emerald جستجو کنید و فقط اسم مقالات را برایم بفرستید کافی است.
دکتر شریعتی ( )
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم،
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.
طعم توفيق را مي چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .
" تنها" بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم.
زندگی ( )
ما چقدر دیر می فهمیم که زندگی همان لحظه هایی است
که مشتاقانه منتظر گذشتن آن هستیم
پ.ن: گاهی یک جمله کافی است و شاید کمی تامل . . .
سکوت نه! ( )
سکوت از حجم نگاهت لبریز می شود
و من از حروف آن ترانه می سازم
چه روزگار غریبی است
همه می گویند:
«تنها صداست که می ماند»
اما سهم من از تو
تنها سکوت است
و شبانه هایم فقط
شعر شب چشمان توست
------
و آنگاه که صدایم می کنی
به رسم همیشه ،
به سکوت ...
صدای سکوتت را ترانه می کنم و
دوباره شاعر می شوم .
--------
سر مشق تو هر شب
از روی یک کلمه است :
سکوت
اما من ...
سرمشق امشبت را عوض می کنم
ده بار بنویس:
سکوت نه، صدا
و آنگاه که به صدا می رسی
نقطه سر خط.
سلام به همه... ( )
سلام به همه دوستان عزیز در هر کجایی که هستین.
من راستشو بخاین مطلب خاصیو ندارم که براتون بگم، ولی خدا رو شاهد که دلم برا تک تکتون تنگ شده، اما امان از گرفتاری و ...
فقط می خواستم بگم که من هم در صحنه هستم.امیدوارم که هر جا که هستین لبتون پر خنده و دلتون شاد باشه.واسه من هم ۲A کنین.
مرسی...خیلی زیاد
برادر کوچیک کوچیک کوچیک شما
مجتبی
اولتیماتوم نیروی انتظامی ( )
دیروز داشتم تو کتابخونه روزنامه همشهری رو میخوندم که به مطلبی برخوردم که به نظرم جای بحث داره. هر سال این موقع که میشه و فصل سرما تموم میشه ، دولت به تکاپو میفته که جلوی بدحجابی رو بگیره . امسال هم مثل سال های گذشته ، نیروی انتظامی اعلام کرده که از اول اردیبشت ، با خانم های بدحجاب برخورد خواهد شد. مصادیق بدحجابی در خانم ها هم پوشیدن مانتوهای تنگ و کوتاه ، پوشیدن شلوارهای کوتاه و استفاده از شال ها و روسری های کوچک که موی سر را نمی پوشاند ذکر شده است . البته در طرح امسال قرار است با آقایون بدحجاب هم برخورد شود !
در گزارش دیروز نیروی انتظامی عنوان کرده بود که در طی نظرخواهی از مردم ، ۸۶ درصد موافق برخورد با بدحجابی بوده اند و حتی والدین افراد بدحجاب هم برای برخورد با این معضل از نیروی انتظامی کمک خواسته اند .
اما مطلبی که برای من جالبه اینه که عده زیادی از افراد برخورد با نحوه پوشش افراد را نوعی سلب آزادی می دانند و معتقدند که هر کس می تونه هر جور که دوست داره لباس بپوشه ... می خوام نظر دوستان رو در این مورد بدونم . به نظر شما باید با بدحجابی برخورد بشه یا نه ؟ من خودم شخصا از نحوه لباش پوشیدن و آرایش برخی از خانم ها و این روزها حتی برخی از آقایون تعجب میکنم و اون رو شایسته نمیدونم . اما نمی دونم که آیا دخالت نیروهای دولتی مثل نیروی انتظامی و بسیج می تونه حلال این مشکل باشه یا راه حل دیگه ای نیازه ؟ آیا برخورد های نیروی انتظامی ، حلال مشکله یا پاک کننده صورت مسئله ؟
بهشت و جهنم! ( )
فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد
خداوند پذيرفت
او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند
همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند
هر کدام قاشقی داشت که به ديگ می رسيد
ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود
به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند
عذاب آنها وحشتناک بود !
آنگاه خداوند گفت :
اکنون بهشت را به تو نشان می دهم
او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد
ديگ غذا ...
جمعی از مردم ...
همان قاشقهای دسته بلند ...
ولی در آنجا همه شاد و سير بودند
آن مرد گفت : نمی فهمم !!!
چرا مردم اينجا شادند
در حالی که در اتاق ديگر بد بختند؟
با آنکه همه چيزشان يکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت :
خيلی ساده است
در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند
هر کسی با قاشقش غذا در دهان ديگری می گذارد
چون ايمان دارد که کسی هست که در دهانش غذايی بگذارد !
بی ربط ( )
بچه ها سلام خوبید؟ من اصلاْ مطلب خاصی ندارم که بنویسم فقط خواستم یه چیزی بگم احساس
نمی کنید فضای وبلاگ یه کوچولو غم انگیز شده چند وقته
بخدا من چیز خنده داری ندارم بنویسم شماها بخندید ولی دلم می خواهد همیشه لبهای همتون خندون باشه .
پس بیایید همیشه به لحظات خوب فکر کنیم.![]()
( )
«... زمانی که کودکی می خندد،باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است،و زمانی که یک انسانِ ناتوان را خستگی از پای درمی آورد،گمان می بَرَد که خستگی،سراسرِ جهان را از پای درآورده است.
چرا ناامیدان، دوست دارند که ناامیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصلِ جهانیِ ازلی-ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان،خود را،برای اثباتِ پوچ بودنِ جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم،پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روحِ دیگران سرایت کند،دلیل بر رذالتِ بی حسابِ ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه یی از این سفرِ دشوار،گرفتار ناامیدی نباید شد.
من می گویم:به امید بازگردیم- قبل از آنکه ناامیدی،نابودمان کند.»
بخشی از "یک عاشقانه آرام"
نویسنده این متن 71 ساله شد.نادرابراهیمی آموزگار عشق و مبارزه متولد چهاردهم فروردین سال 1315 در تهران است. از مدرسه دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و سپس به دانشکده حقوق وارد شد اما بعد از دو سال آن را رها کرد و به تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او از نوجوانی فعالیت های سیاسی اش را آغاز کرد و بارها دستگیر شد و به زندان افتاد
از 16 سالگی نوشتن را شروع کرد و در سال 1342 نخستین کتاب خود را با نام «خانه ای برای شب» به چاپ رساند. او فعالیت حرفه ای خود را در زمینه ادبیات کودکان با راه اندازی موسسه «همگام با کودکان و نوجوانان» بر مطالعه مسائل کودکان و نوجوانان و تالیف و پژوهش در این زمینه متمرکز کرد. «همگام» توانست عنوان «ناشر برگزیده آسیا» و «ناشر برگزیده نخست جهان» را در زمینه تصویر گری کتاب کودک از آن خود کند.
نادر ابراهیمی همچنین برنده جایزه نخست براتیسلاوا، جایزه نخست تعلیم و تربیت یونسکو و جایزه کتاب برگزیده سال ایران شد. او عنوان "نویسنده بزرگ ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب" را هم به خاطر رمان هفت جلدی «آتش بدون دود» از آن خود کرد. از آثار وی می توان به؛ «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»، «چهل نامه کوتاه به همسرم»، «آرش در قلمرو تردید (پاسخ ناپذیر)»، «غزل داستان های سال بد»، «افسانه باران»، «مکان های عمومی»، «انسان - جنایت – احتمال»، «تضادهای درونی»، «فردا مشکل امروز نیست»، «رونوشت بدون اصل» و «یک عاشقانه آرام» اشاره کرد.
نادر ابراهیمی را به خاطر متن های صادقانه،بی ریا و صمیمی اش دوست میدارم و عاشق بودنش را گواهی می دهم.کتاب "یک عاشقانه آرامش" را بارها و بارها از دوستان عزیزی هدیه گرفته ام و هر بار هم از اینکه انتخاب دوستانم اثری از نادر بوده است،خوشحال شده ام.متاسفانه او هم اکنون زندگی را در بستر بیماری می گذراند.دعا می کنم سلامتش را بازیابد و عاشقانه هایش را باز بنگارد
دلتنگی ( )

می دانی دلتنگی چیست؟
چند وقتی است که با گوشت و پوست و خونم لمسش می کنم
چند وقتی است که در تک تک لحظاتم موج می زند
چند وقتی است که جز با آن نمی خوابم و جز با فریادش چشم باز نمی کنم
چند وقتی است که این ناشناخته را شناخته ام
آری . . .
دیگر با دلتنگی خو کرده ام.
تا به حال دلتنگ شده ای؟
دلتنگ یک سلام،
یک لبخند،
یک نگاه . . .
پ.ن: همیشه این دل نوشته هایم را فقط روی وبلاگ خودم می نویسم اما نمی دانم چرا این بار دوست داشتم اینجا بنویسم. می دانم ارزش نظر دادن ندارند پس بر من ببخشید.
نسيمي از ديار آشتي ( )
باري،اگر روزي كسي از من بپرسد
"چندي كه در روي زمين بودي چه كردي؟"
من،مي گشايم پيش رويش دفترم را
گريان و خندان،بر مي افرازم سرم را
آنگاه ،مي گويم كه: بذري نو فشانده ست،
تا بشكفد،تابر دهد،بسيار مانده است
در زير اين نيلي سپهر بي كرانه
چندان كه يارا داشتم،در هر ترانه
نام بلند عشق را تكرار كردم
من مهرباني را ستودم
من با بدي پيكار كردم
"پژمردن يك شاخه گل "را رنج بردم
"مرگ قناري در قفس"را غصه خوردم
وز غصه مردم،شبي صد بار مُردم
شرمنده از خود نيستم گر چون مسيحا
آن جا كه فرياد از جگر بايد كشيدن
من با صبوري بر جگر دندان فشردم!
اما اگر پيكار با نابخردان را
شمشير بايد مي گرفتم
بر من نگيري،من به راه مهر رفتم.
در چشم من شمشير در مشت،
يعني كسي را مي توان كشت.....
از استاد:فريدون مشيري
نمي دونم چقدر با شعر هاي فريدون مشيري و شخصيت او آشنا هستيد ،شعر" كوچه" استاد مسلماَ از ذهن هيچ كسي پاك نمي شه ،بقيه اشعار او هم همانند كوچه آنچنان نزديك و قابل لمس است كه خواننده را بي هيچ درنگ و ابهامي به اصل موضوع سوق مي ده.
روحش شاد.
تشکر و اعتذار ( )
يكي از آشنا ها تماس گرفت وگفت كه آمريكا نطنز را با خاك يكسان كرده است /ول وله عجيبي در خانواده در گرفت تلويزيون را روشن كن- به اين و آن زنگ بزن- خبر بگير و دلهره اي عجيب كه پيش آمد وچند ساعت بعد متوجه شديم كه اين قضيه دروغ 13 *بوده است رسمي كهن كه از ديرباز بوده.
امسال به فكرم افتاد كه من هم يه دروغ 13 جور كنم وبهترين جاي اعلام آن را هم وبلاگ مي دونستم اما هرگز به خودم اجازه نمي دادم كه خبر ناراحت كننده اي را حتي به دروغ اعلام كنم از اين رو به فكر اعلام دروغي شادي آفرين ودر عين حال هيجان انگيز افتادم كه در عين حال از كسي غير از خودم هم مايه نگذارم پس از فكر كردن ناگهان خبر ازدواج خودم به فكرم افتاد ولي بعيد مي دونستم كسي باور كنه پس با پرورش متن آن وكمك گرفتن از راهنماييهاي مشاور اعظمم متن را نهايي كردم ولي خيلي جدي نگرفتم.
بامداد سيزدهم كه مطلب را زدم بلا فاصله 3 تا نظر روش دادند به كلي شاخ در آوردم صبح كه مي خواستيم بريم بيرون ديدم 7 تا شده و الي آخر.
باور كنيد اصلا نميدونستم اينقدر جدي ميشه وخدايش شب بعدش ديگه حتي حالم گرفته شد چون قضيه از شوخي هم گذشت وسيل تلفنها وايميل ها سرازير شد واقعا نمي دونسم چيكار كنم وهيچ وقت فكر بعدش رو نكرده بودم چون حداقل حدس مي زدم چند تا از بچه ها حدس بزنن اما يا كار من خيلي حساب شده بود يا دوستام به كلي از سنت دروغ 13 بي خبر بودند.
در هر صورت خدا را شاهد مي گيرم كه اصلا قصد من اذيت كردن وسر كار گذاشتن نبود وفقط شوخي بود كه ناخواسته جدي شد.
در هرصورت اين شتر وجود داره وبلاخره دم خونه هامون مي خوابه![]()
پوزش من را بپذيريد مخلص همه شما دوستان عزيزم![]()
يا حق
*دروغ اول آوریل با یک روز تأخیر در ایران دروغ سیزده نامگذاری شده است. سال هاست که در رسانه های دنیا سابقه دارد. در بسیاری از کشورها دروغ اول آوریل باعث دردسرهای مختلفی شده است.سه روز پیش دادستان کویت رئیس تلویزیون آن کشور را احضار کرده است چون به عنوان دروغ رسانه ای اعلام کرده که بانک های کویت تمام بدهکاری های مردم را بخشیده است.(برگرفته از وبلاگ محمد علي ابطحي)
از صداي سخن عشق نديدم خوش تر ( )
ازقديم ونديم گفته اند كه ازدواج مانند شتري است كه يه روزي بلاخره دم خونه هر انساني مي خوابه.
من هميشه اين حرف را به سخره مي گرفتم تا اينكه بلاخره دم خانه من هم خوابيد.
آري بلاخره بعد از 6 ماه بلاتكليفي و آمد وشد هاي زياد كه بخش عمده اي ازآن از چشم دوستان نزديكم مكتوم ماند قضيه قطعي شد.چون از شايعه خوشم نمي آيد تصميم گرفتم قبل از هرگونه خبرسازي خودم به عرض دوستانم برسونم.
نرگس خواهر يكي از دوستان بسيار نزديكم است .پس از اينكه در يكي از سفرهايم به گنبد با هم آشنا شديم وقول وقرار را گذاشتيم با داداشش در ميان گذاشتيم واو با روي باز استقبال كرد تا در ايام نوروز امسال توانستيم با خانواده هايمان نيز در ميان بگذاريم كه خدارا شكر همه موافق بودند.
آري دوستان اين هم از قسمت ما تا قسمت شما چي باشه.
شيريني همه هم محفوظه![]()
پ ن۱: به پرستو گفته بودم كه عجله نكن به زودي اطلاع ميدم![]()
خوزستان(1) ( )
اينكه من ودايره دوستانم متفاوت از جوانان هم سن وسال هستيم بارها به من اثبات شده است . اما در سفر اخير به خوزستان بسيار بيشتر نمود پيدا كرد- تفريحات ما –شادي هاي ما و اسباب ولوازم لذتمان همه و همه متفاوت و متمايز بود.وقتي در مسير آبادان آهنگ دختر آباداني گوش مي كرديم و مي رقصيديم(بخوانيد حركات موزون) تاوقتي كه در مسير خرمشهر واروندكنار آهنگ ممد نبودي را گوش مي داديم ودر غمي غريب فرو مي رفتيم همه وهمه نشان از تفاوت داشت اما به هيچ وجه اين تفاوتها متناقض نبودند.بدون شك ما همه متعادل بوديم متعادل شاد ومتعادل غمگين واثري از افراط و تفريط نبود چه در اهواز وشب پر زرق وبرقش وچه در شلمچه و به قول كاوه حس غريبش.آري دوستان ما متفاوتيم و به اين تفاوت وتمايز مي باليم.
عیدانه! ( )

چندی پیش قول داده بودم هدیه ای (هرچند نه چندان قیمتی) به رسم عیدی خدمت دوستان عزیز هشتادی و مخصوصا بلاگرهای هشتادی تقدیم کنم.
با توجه به امکان جدیدی که فقط چندروزی است بلاگفا در اختیار کاربران خود می گذارد دیدم می توانیم وبلاگ را به آدرس اینترنتی دلخواه خودمان منتقل کنیم که البته این همان چیزی بود که برخی دوستان از جمله محمدرضای عزیز می خواستند و نتیجه آنکه فکر کردم شاید دامنه جدید عیدی مناسبی برای دوستان عزیزم باشد. فقط اگر کمی دیر شد ببخشید چون کارهای مربوط به ثبت دامنه همیشه چند روزی طول می کشد.
و بالاخره اینکه از این به بعد آدرس وبلاگ به www.modiran80.ir تغییر می کند و مدیران هشتادی یک قدم دیگر به داشتن سایتی مسقل نزدیک می شود. البته آدرس قبلی وبلاگ هم همچنان در دسترس دوستان خواهد بود.
قالب جدید و بهاری وبلاگ هم امیدوارم مورد پسند دوستان واقع شود. اگر عیدی این پدر پیر
کوچک و دانشجویی
بود بر من ببخشید.
با آرزوی سالی خوب خوش و سرشار از موفقیت برای تمام دوستانم![]()
خوان نوروزی ( سفره هفت سین ) ( )
خانواده های زرتشتی سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک، گفتار نيك، كردار نيك، بر خوان مي نهند تا موجب فراواني در سال نو شود.
رنگ سبز آن رنگ ملي ايرانيان و نماد امرداد امشاسپند مي باشد. سمنو ( مايه خمير )كه نماد خوبي براي زايش و باروري گياهان توسط فروهرهاست.سنجد بو و شكوفه آن نشان عشق و دلدادگي است. سماق چاشني زندگي و سير وسركه براي گندزدايي و پاكيزگي محيط مي باشد. ماهي سرخ نمادي از آناهيتا فرشته آب و باروري است . سيب سرخ نماد ديگري براي باروري و زايش است. سكه نمادي از شهريور امشاسپند مي باشد. كتاب اوستا،آفرينگان(شمعدان) ،آينهو نانو شيرو پنيروسبزي ونقل وشيريني و آجيلوغيره بر خوان مي نهند كه همگي نمادي از فراواني و شادي مي باشد. بايد بدانيم كه در ميان زرتشتيان بر خوان نوروزي نبايد پافشاري در حروف سين و ساير حروف ديگر باشدبلكه بايد بهترين داده هاي اهورايي بر خوان آماده باشد . زرتشتيان در نخستين بامداد نوروز در دو طرف چهاچوب پاييني درب منازل مقداري برگ آويشن مي ريزندو ان نشان برقراري جشن در آن خانه است.
نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است كه از روزگار بسيار دور براي ما به يادگار مانده است.سبب نام نهادن نوروز آن بوده است كه آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعي به اول دقيقه حمل باز آيد و چون جمشيد آن روز را دريافت نوروز نام نهاد....
اطلاعیه مهم! ( )
بالاخره سربازان گمنام اما زمان با تلاش های شبانه روزی خود عوامل شلوغی های اخیر وبلاگ مدیران هشتادی را شناسایی و دستگیر کردند. طبق آخرین خبر رسیده این گروهک که به تازگی و با نام زیگوراتی ها شکل گرفته است، در آخرین روزهای سال گذشته و در نواحی خوزستان و جنوب ایران با تغذیه مالی عوامل استکبار فعالیت های خود را آغاز کرده بود و در اولین حرکت هماهنگ و برنامه ریزی شده خود قصد داشت با مطرح کردن عناوین زشت و زننده ای چون عیدی! یا ناهار! یا خدای ناکرده جیرینگی! جو سالم مدیران هشتادی را ملتهب نماید تا به هدف نهایی شان یعنی انقلاب مخملی دست یابند.
به حمد الله صبح امروز با هوشیاری سربازان گمنان امام زمان اعضای این گروهک متشکل از پوریا عسگری (از دراویش رانده شده قم) و خبات نسایی (از سرکردگان اکراد جدایی طلب) و پرستو امینیان (از شاگردان شعبون) که به تازگی توسط سران این گروه اغفال شده بود، دستگیر شدند. اعترافات این سه نفر امشب از شبکه سراسری سیما پخش خواهد شد.
همچنین وزارت اطلاعات نهایت تاسف و تاثر و تعجب خود را از روحانیت همیشه آگاه که این بار دست مایه بازی های کثیف استکبار قرار گرفته است اعلام می دارد و امید است نماینده محترم آمیز جوادآقا از این به بعد با تحقیق بیشتر مواضع عالمانه خود را اتخاذ کند تا خدای ناکرده لکه تاریکی بر تاریخ روحانیت آگاه و مبارز برجای نماند.
در آخر از امت شهید پرور و همیشه در صحنه هشتادی می خواهیم که در سال وحدت ملی، انسجام اسلامی همچنان بیش از پیش حضور خود در صحنه را حفظ کنند و گول عوامل استکبار را نخورند(عیدی دیگه چیه!) تا نقشه های آمریکای جهانخوار و انگلیس بر آب شود.
دعای سال نو ( )
86 مبارک! ( )

ان شا ا... سال ۱۳۸۶ سالی باشه که مدیران هشتادی به دکتران هشتادی محول حول و الاحوال بشن!
