| » . |
پيغام مدير :
و چه زیبا بود آن روز آخر خداحافظی مان که هرگز فراموشمان نخواهد شد.
برای شنیدن موسیقی روی دکمه پخش کلیک کنید
سایت اخبار دانشگاهی و استخدامی کشور
سایت رسمی محمد رضا پورمند
سایت دانشجویان/بانک مقالات علمی به زبان فارسی
گلوبال فایننس
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشگاه سرام CERAM Sophia-Antipolis - فرانسه
انجمن علمی دانشکده مدیریت
وبلاگ مصطفی
سحر گلکاری حق
وبلاگ حسن صابري
مدیریت صنعتی رفسنجان ورودی 81
قنیرستان
همکلاسی
عندليبان
فتوبلاگ روشنک
کارتون های کودکی در یوتیوب
بازی رایانه ای پرتاب کفش به بوش
یک لیوان چای داغ!
معاون دانشگاه زنجان دخترک را صیغه کرده بوده!!!!!!1!
فایرفاکس 3
چمران ، شریعتی و درد مشترک
به بهانه سالگرد شریعتی!
مرور سير تاريخي تقابلات آيت الله مرتضي مطهري و دکتر علي شريعتي
وزیر: فیلم واقعه دانشگاه زنجان اشاعه فحشا بود
فیلم افتضاح اخلاقی در دانشگاه زنجان
انحطاط نمایشگاه ها
سفری از جنسی دیگر
گردهمایی پانزدهم
موفق باشید
گردهمایی هشتادی ها
فرار مغزهای هشتادی
خبر خوش هشتادی
فوت
هشتمین جشنواره خیریه پیام امید
من در مونترال 2 (جامعه)
جمعه اي تلخ با تسويه حساب
تجسم یک رویا
عروسی پوریا
معذرت خواهی
چهارشنبه سوری
مصطفی
صادق شیرازی
نگار عرب
کاوه مهاجری
فاطمه حقایق
خبات
کیمیا نامدارپور
پوریا
سحر گلکار
امید شجاع دل
پرستو امینیان
لیلا صدر
مجتبی علی یاری
مریم توفیقی
حسین معصومی
محسن هاشمی گهر
حدید گلاب
محمدرضا پورمند
اسرا تفت
سمیه حسینی
نسیبه شبیری
یاسمن فتوره چی
شیرین ریاضی
ستاره یوسفی
سمیه نظری
سام کلاهگر
راحیل شمس
مهرناز مهدی زاده
سید محمود لاجوردی
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ( مدیریتی )
تبلیغ بالا را که روی سایت تابناک دیدم اول کلی ذوق کردم و تعجب که بالاخره دانشکده به خودش آمده و تکانی خورده و سمینارهای علمی برگزار می کند و تبلیغ می کند و از این طریق هم درآمدی ایجاد می کند و هم سرمایه های دانشی خود را از رکود در می آورد و از آن استفاده می کند و برندش را هم به عنوان مرکز دانش مدیریت ایران تقویت می کند.
طولی نکشید که با یک کلیک همه این ذوقم تباه شد و فهمیدم نه تنها دانشکده برگزار کننده این سمینار و تبلیغ کننده آن نیست بلکه تنها سالن الغدیر را مثل همیشه برای یک سمینار کرایه داده است و به همین درآمد کفایت می کند. و نتیجه آنکه
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
لينك ثابت ![]()
جاست این تایم ایرانی! ( مدیریتی )

بسیاری از شما می دانید که من در بخش بازرگانی خرید شرکت ... فعالیت می کنم.
چند وقت پیش با توجه به مشکلاتی که در باب نقدینگی در شرکت به وجود آمد بزرگان سیستم تصمیم گرفتند که دپوی مواداولیه را پایین بیاورند.
البته این ریسکهای بسیار زیادی هم داشت چرا که تامین کنندگان در زمان معمول نمی توانند کالا را تحویل بدهند بنابر این بسیار ممکن است که شما با کسری موجودی برخورد کنی.- همان می شود که میگویند یه روز قیر هست گونی نیست ، یه روز گونی هست قیر نیست ، یه روز گونی هست و قیر هست ، آدمش نیست - و این برای خط تولید بسیار ضرر دارد.
خلاصه در پی این بودیم که حد وسط را پیدا کنیم و چه کنیم و چه نکنیم ، چند دستور العمل سر لوحه کار شد. من هم یه پیشنهاد دادم.
بعد از کلی ماجرا و بحث و بررسی چند کالای مهم از نظر ریالی را انتخاب کردیم و پیشنهاد مرا روی آنها پیاده کردیم. حدود3 ماه است که این کار داره انجام میشه و خیلی جالب از کار در آمده و تقریبا شکل یک کلک می ماند . اما خودم اسمش را گذاشتم جاست این تایم ایرانی! یه جورایی خنده دار هم هست برای همین اینجا مطرحش کردم . این را هم بگم که با توجه به خرید اعتباری ، خرید از زمان رسید کالا به کارخانه صورت می پذیرد. یعنی پول یارو را مثلا قرار است 4 ماهه بدهیم ، 4 ماه از زمان رسید کالا به کارخانه ما محسوب می شود.
پیشنهاد من چه بود؟
مثلا حساب میکنیم که کالای X روز 25 اردیبهشت باید وارد کارخانه شود . به تامین کننده در زمان مقرر سفارش را می دهیم و پی گیری های لازم و باقی ماجرا تا نزدیک زمان 25 اردیبهشت که کالا برای ارسال آماده می شود. حالا ما در 25 اردیبهشت قرار داریم 2 تن ( مثلا) کالای X هم در کارخانه تامین کننده آماده است. حالا یا حساب و کتاب انحراف داشته یا برنامه تولید خاصی بوده یا سفارش محصولی کنسل شده . کالای X الان در کارخانه هنوز 300 کیلو موجودی دارد .
چه میکنیم ؟ با ارتباط پی در پی و روزانه با مدیر تولید می فهمیم که حداقل 300 کیلو برای 15 روز کافی است و تا 15 روز آینده مصرف نخواهد شد . از اینجا به بعد کار من و پیشنهاد من شروع می شود که بتوانم حداقل 15 روز ارسال کالا را از کارخانه تامین کننده عقب بندازم حالا به هر بهانه ای شده .
طی این پیشنهاد حتی 40 روز هم توانستم کالای آماده برای ارسال رادر مبدانگه دارم و بدین ترتیب با روش جاست این تایم از نوع ایرانی توانستیم بسیار موفق عمل کنیم و این چند کالا با موجودی حداقل وارد کارخانه می شود.
نظر شما چیه آیا ما موفق بودیم؟
همکار غیر قابل تحمل - بخش دوم ( مدیریتی )
در طی این چند روز، در مورد همکار غیرقابل تحمل من اتفاق جالبی افتاد که خوب کمی اون رو تکون داد.
شرکت به هر کدوم از ما یک تلفن همراه داده که بتونیم در مواقعی که شرکت نیستیم یا در موارد ضروری برای انجام امور ازش استفاده کنیم. خب من به شخصه هیچ وقت برای انجام امور شخصی از این تلفن استفاده نکردم و خودم رو متعهد میدونم که تنها برای انجام امور کاری از این تلفن استفاده کنم. ( برای اینکه دروغ نگفته باشم فقط دو بار که شارژ تلفنم تموم شده بود و کار ضروری داشتم از این تلفن یک پیامک ارسال کردم )
داستان از این قراره که این جناب همکار من از زمانی کهاین تلفن بهش داده شد ( حدود سه ماه قبل ) تقریبا اکثر کارهاش رو با این تلفن انجام می داد . چیزی که برایم خیلی عجیب بود این مطلب بود که اون حتی شب عید هم تمامی پیامک های تبریکش رو از این شماره برای دوستانش ارسال کرد و برای اینکه اونا این شماره رو نداشتند زیر پیامک اسمش رو هم نوشت .... نمیدونم واقعا چی با خودش فکر میکرد ولی من که فکر میکردم اگر بخش مالی متوجه این موضوع نشن حقیقتا درکشان در حد جلبک هم نیست و باید یه فکری به حالشان کرد.
چند روز پیش قبوض موبایل به دست ما رسید . مبلغ من 4350 تومان بود که خوب کاملا منطقی بود. اما مبلغ فیش ایشان 90000 تومان بود . این موضوع به نظر مدیران عجیب آمد و وقتی بررسی کردند متوجه شدند که ایشان از تلفن تنها برای امور شخصیش استفاده می کرده است. این بود که امروز مدیر ارشد ما به اتاق آمد و به ایشان اعلام کرد که باید تمامی پول تلفن به غیر از آبونمان را خودش پرداخت کند و در اینجا بود که مقادیر زیادی قند در دل من اب شد ( اصلا من بدجنس نیستم )
به نظر من ایشان علاوه بر اینکه وجدان کاری و اخلاق حرفه ای نداشتند دیگران را هم به شدت احمق فرض کرده بودند که البته فرضشان غلط از آب درآمد و چوبش را خوردند.
سومین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی ( مدیریتی )
سه شنبه، ۱ بهمن، خبردار شدم که از طرف شرکت، برای شرکت در سومین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی ثبت نام شدم. تاریخ کنفرانس ۲ و ۳ بهمن بود. خوب برای من خیلی خوشحال کننده بود . قبلا کنفرانس بین المللی مدیریت رو رفته بودم و چیزی عایدم نشده بود . دوست داشتم ببینم این کنفرانس در چه کلاسی برگزار میشه .... افتتاحیه کنفرانس با برگزاری یک پانل در ارتباط با بحران اقتصادی جهان و تاثیر آن بر بازاریابی اغاز شد که از نظر من دو تا از سخنرانان بسیار عالی بودند. بعد از افتتاحیه رفتیم سراغ سایر برنامه ها ... در هر ساعت ۴ برنامه به صورت موازی اجرا می شد که عبارت بود از سخنرانی، تجارب مدیریتی ، کارگاه آموزشی و ارائه مقالات . بالطبع من و دوستانم ترجیح میدادیم در کازگاه های آموزشی شرکت کنیم اما متاسفانه یا تصور ما از کارگاه اموزشی اشتباه بود یا تصور برگزار کنندگان .... این کارگاه ها اغلب به صورت کلاس های تئوری برگزار شد. خب حداقل انتظاری که می شد داشت این بود که ارائه ها قوی باشد اما متاسفانه بسیاری از ارائه دهندگان در این امر خیلی ضعیف بودند. در این دو روز تنها ۳ - ۴ مورد ارائه خوب و قوی رو شاهد بودیم ... یکی دکتر ناصحی فر بود که در ارتباط با استراتژی های بازاریابی صحبت کرد و ارائه بسیار خوبی داشت. بعدی دکتر درگی بود که در زمینه تکنیک های فرصت یابی در بازار صحبت کردند. دکتر قاسم زاده از دانشگاه شریف ارائه بسیار خوبی در زمینه موبایل مارکتینگ داشتند که بسیار جالب توجه بود و در نهایت امر، اخرین کارگاه توسط آقای بیدار مغز بود که در ارتباط با آداب و اخلاقیات ارتباطات بین الملل صحبت کردند که بسیار جالب توجه بود.
از حاشیه های این کنفرانس میشه به چند موضوع اشاره کرد:
خلاصه این هم یک تجربه بود که خواستم گزارشی از اون رو برای شما هم بنویسم.
تذکره الوزرا ( مدیریتی )
بعد از غائله آذربايجان وحل حکيمانه آن توسط قوام السلطنه به ناگاه محمدرضا پهلوي از قدرت گرفتن قوام بيمناک شد از اينرو با توطئه اي زيرکانه وبه بهانه حضور وزراي توده اي در کابينه قوام را از کار برکنار کرد وبه جاي آن شخصي بي دست و پا وبدون آزادي عمل ودست نشانده يعني آقا مصطفي پيشرو را به عنوان نخست وزيري معرفي کرد .پيشرو که قبل از شهريور 20 تفکراتي متحجرانه وبسيار دگم داشت پس از آن به ناگاه متحول شده بود و جدا از اين لژفراماسونري به نام modiran80 را نيز راه انداخت.آقا مصطفي درتاريخ 30 آذر 1325 در آستانه شب يلدا کابينه خود را به اين شکل به مجلس معرفي کرد.
به ترتيب از راست به چپ ايستاده رديف اول:
رئيس کل تشريفات :کلنل سهيل نورسيما - گويند سران مملکت در زمان ملاقات با نخست وزير آنچنان محو جمالات وي مي شدند که بيشتر از پيشرو با وي مذاکره مي کردند(مذاکرات7 منهاي يک در زمان وي آغاز شد).بيشتر بودجه نخست وزيري صرف خريد البسه ملون ومتنوع وي ميشد.در زمان مسئوليت او ايران بيشترين مراوده را با کشور جديدالتاسيس اوکراين داشت.آخرالامر نيز با سفير کبير اوکراين که بانويي ارجمند بود ازدواج کرد حاصل اين ازدواج اکنون در بلاروس لبو فروشي دارد.
وزير پست و تلگراف : ميرزاشهاب الدين حکيم الملک - در زمان وي سرعت ارسال
مرسولات در ولايات از 15 ماه به 13 ماه تقليل يافت .شعار وي اين بود که نامه هايتان قبل از خودتان خواهد رسيد.اولين تلفن در زمان وي وارد ايران شد واولين ارتباط ما بين وي و اعلاحضرت همايوني انجام گرفت به اين مضمون: "حکيم الملک صحنه را ديدم" والسلام .
رئيس سازمان مصنوعات دستي :حامدالممالک نيک فرش - گويند در تجارت فرش بسيار ماهر بود.در دوران وي وقايع مهمي رخ نداد فقط واحد شمارش فرش از لوله به تخته تغير يافت.
وزير آباداني(مسکن):محمود آقا دهقان نسب - از اينرووي به اين پست گماشته شد که سابقه اسباب کشي فراوان داشت ودر هر روز سه وعده اسباب کشي داشتند.اينگونه بود که در ايام وزارت وي وضعيت شغلي حمال ها رونق گرفت.
رئيس سازمان امنيت:علي آقا پيرايش - در کابينه سپهرالممالک رئيس دفتر بود اما در کابينه پيشرو به دليل محافظه کاري وعدم زدن کراوات در ملا عام وشمايل جنتلمنانه غلط اندازش به اين پست گماشته شد.
وزير کار:آميز جواد مصدق البدل - علت انتخاب اوبه اين پست شغلها وکارهاي متعددي بود که بدانها اشتغال داشت. ازپرورش شتر مرغ گرفته تا ساخت کارخانه تيله سازي علي آباد کتول.همه شرکتهايي که در آنها سرمايه گذاري مي کرد کارمحور بودند تا سرمايه محور از اينرو به طرفه العيني نرخ بيکاري را کاهش داد.در اواخر کابينه به کارهاي عجيب وغريبي تحت عنوان network marketing رو آورد. در وصف او همين بس که در جلسه راي اعتماد به عنوان مخالف وزارتش سخنراني کرد.آخرين بار اورادرمرز ساحل عاج در حالي که سکه مادرترزا را دردست داشت ديدند.
آجودان مخصوص نخست وزير:ميرزا علي ارواح سيما از اشخاص مرموز دوران خود بود وي بزرگترين اشتباه حضرت آدم را خواستگاري از حوا مي دانست فارغ از اينکه اگر اين اشتباه نبود خود وي نيز وجود خارجي نداشت.دردوران وي هيچ تعرضي به نخست وزير صورت نگرفت الا متلک هايي که خود او نصيب پيشرو ميکرد.
وزير داخله : ميرزا خبات صريح اللهجه - او که زاده بلادکردستان بود داعيه نخست وزيري داشت که هميشه صراحت لهجه اش مانع آن مي شد. در دوران او کليه استانداران از ميان اکراد انتخاب شدند گويند در نطق وبيان يد طولايي داشت وابايي از بيان نظراتش نداشت . اما گاه اين شجاعت را به مرز حماقت مي رساند چونانکه در جلسه راي اعتماد همه نمايندگان را به باد ناسزا گرفت که شما همه عامل روسيه هستيد ونمايندگان نيز که عامل انگليس بودند از اين سخن سخت رنجيده شدند.
وزير خارجه :شجاع السلطنه ماکويي - او که تحصيل کرده فرنگ بود و به تازگي از قفقاز بر گشته بود قصد داير کردن يک باب مغازه را در ميدان چهارباغ داشت که بنا بر آشنايي که با پيشرو داشت ومختصر زباني که از بلاد فرنگ يادگرفته بود – به اين پست گماشته شد گويند که در روابط بين دول تحصيل کرده بود اما هميشه در برقراري کوچکترين روابط انساني دچار مشکل مي شد. در زمان او طنز و هجو زبان رايج ديپلماسي شد ودوره تدريس ديوان ايرج ميرزا براي سفرا و کنسولها برگزار ميشد.
وزير بهداري :دکتر کاوه مهجور- از اطبايي بود که به تازگي از فرنگ بر گشته بود و نژادش به وايکينگها بر مي گشت.شايع شده بود که از طب سر رشته اي نداشت و گاهي فقط براي مريضهاي دم مرگ آمپول مي زد که البته تمام آمپولهل منجر به مرگ مي شد.از شاگردهاي موسي پزشک بود که مرحوم مدرس وتيمور تاش را با آمپول هوا از بين برد.بعدها شيفته علامه جعفري شد که خيلي ها از آن به عنوان شگفتي قرن نام بردند نا جايي که خود علامه تا آخر عمر در کف آن ماند و آخرالامر در زير همين کفها جان به جان آفرين تسليم کرد.
رئيس سازمان ورزش وتندرستي:کيميا خاتون نامدارالملک:برنامه او توليد رشته هاي ورزشي جديد بود.اسکواش – سه پک تاکرا – فوتبال با پيژامه – تنيس زير ميز-ازجمله ورزشهاي توليدي زمان او بودند.همچنين در حرکتي عجيب ساختمان سازمان ورزش و وزارت بازرگاني را ادغام کرد.
وزير فرهنگ وتوفيقات تحصيلي :مريم الممالک توفيقي - از وزرائي است که زندگيش به دو دوره تقسيم مي شود دوره عزلت ودوره مکنت . دردوران وزارت وي عکاسي به عنوان يک درس در مدارس تدريس مي شدوهمچنين به جاي شير سالاد وکافي ميکس ارائه مي شد.شعر خوشا به حالت اي روستايي در دوران وي وارد کتب درسي شدوهنگام اجراي مراسم صبحگاهي آهنگ ( مريم تو به من بد کردي) به جاي نيايش اجرا مي شد.
وزير مشاوردرامور نسوان : فاطمه بانو خراساني معروف به حقايق الملک - او نيز از کساني بود که داعيه صدارت داشت بر هرچه مي خواندنش مي رفت.بر احقاق حقوق نسوان تاکيد فراوان داشت تا آنجا که به اصرار وي 5 شاهي به حقوق نوسان اضافه شد که البته 5/4 شاهي از آن بابت ماليات وديون کم شد ومابقي نيز ازباب سهم امام به آميز جواد اقا تبريزي داده شد.
وزير نفت :بانو پرستو امين الدوله - از بابت نسبتي که با نخست وزير فقيد وشهرتي که در امانت داري و حفظ اموال عمومي داشت به اين پست گماشته شد .در زمان وي قرارداد ننگين 1919 ملغي شد که خود اين باعث کاهش درآمدهاي نفتي شد ومنجر به بستن قراردادي بدتر از آن به نام اميني – شعبون شد.همچنين در دوران وزارتش طرح مبازره با مارمولک ها با استفاده از نفت کوره انجام گرفت که نسل مارمولک ها رو به انقراض گذاشت.واگر پا درمياني اعلا حضرت همايوني نبود مارمولکي براي ايران باقي نمي ماند.
رئيس راديو تلويزيون:بانو ستاره حساس باشي - در زمان وي راديو ملي از يک موج به دو موج ارتقا بافت وراديو خليج فارس را با مديريت رئيسعلي دلواري راه انداخت. اکثر زمان پخش برنامه ها در زمان وي به داستانهاي هندي اختصاص مي يافت وهمه نسوان پاي برنامه هاي راديو زارزارميگريستند.بعدها بنيان شهرک اکباتان را به کمک جمعي از اهالي بوشهر وبرازجان بنا نهاد.
رديف دوم از راست به چپ :
وزير هنر واوقاف:پوريا خان عسگر السلطنه- از اهالي روستاي درمنک فراهان که جهت پيشرفت به پايتخت آمده بود وبه ناگاه به سبب قحط الرجالي که در جامعه حاکم شده بود به اين پست گماشته شد.در دوران وي کنسرتهاي قمرالملوک وزيري وعبدالله خان دوامي رونق گرفت . برنامه کاري وي کنسرت به جاي کنسرو بود.وبه جاي بن وارزاق به بازنشستگان وکارمندان بليط کنسرت داده ميشد. تا جائي که مردم در دوران وي دچار سو تغذيه شدند
وزير کشاورزي :سحر السلطنه گلکار - ازجمله برنامه هاي وي پروژه گلکاري به جاي گندمکاري بود که با اعتراض زارعين کازرون وممسني وحمله آنها به بخشداري غياث آباد نا تمام ماند.يکي ديگر از کارهاي او ايجاد دمکراسي در دهات بود که آن نيز با مخالفت کدخداها ناتمام ماند. در پايان وزارتش کتاب شعري را به چاپ رساند که اداره ترويج کشاورزي آنرا به رايگان در اختيار کشاورزان قرار داد اين کتاب شيوه کاشت داشت وبرداشت را به شکل نظم در آورده بود.
وزير دارائي:بانو نسيبه شبيرالملک - از نزديکان يکي از مراجع تقليد بود.در دوران وي نظم وانضباط مالي اوج گرفت از اينرو جزو اولين وزراي اخراجي کابينه بود.در اين ايام هيچ دزدي صورت نگرفت وهمزمان با اين سياست اوضاع مالي سران مملکت تنزل يافت.
رديف سوم نشسته از راست به چپ :
وزير محيط زيست :آسيد مهدي حسين النسب مشهور به( سيد اتابک) - درايام وزارت او صداي حيوانات ناياب بازسازي شد.هنگام حضوراودر جلسات کابينه کليه نسوان آبستراکسيون ميکرند تاجائي که پيشرو مجبور شد خواهان آن شود که حضور وي درجلسات از پس پرده اي حائل صورت گيرد.سيد در اواخر عمر ملعبه دست عده اي از جاهلين طهران به نام حسابداران هشتادي شد.مزارش در ابن بابويه اکنون به تفرج گاه تبديل شده است.
وزير آب وبرق:محسن خان گهرالخنده - گويند درحين خنده آنچنان انرژي آزاد مي کرد که از قبل مهار آن نياز برق کشور تامين مي شد.در زمان وزارت وي توليد برق از کيلو وات به مگاوات رسيد.
وزير فوائد عامه :احسان الله خان فردين منش - روابط حسنه اي با کل اعضاي کابينه واعلا حضرت همايوني داشت.گويند کل بودجه را در ماه اول توزيع مي کرد از اين رو هيچ نخست وزيري جرات استفاده از او را در کابينه اش نداشت .وي مشغله فراوان داشت ووقت کافي براي ماندن درمنزل را نداشت از اينرو تا آخر عمر مجرد باقي ماند.
وزير مصنوعات و فلزات :آقا حديد گلاب فروش - از تجار معروف بازار طهران بود در دوران وزارتش صادرات به بوليوي - کوبا و شيلي فزوني گرفت .مشهور است که از پي ماموريتي روانه کوبا شد وجلسه اي را با چگوارا در ساعت 2 نصف شب برگزار کرد و آنجا بود که آن جمله معروف چه گوارا خطاب به وي صادر شد که" ديگر نبايد خفت" وآقا حديد آن جمله را جدي گرفت وديگر پلک بر هم نگذاشت.در زمان وي حلبي آبادها برپا گشت و تعداد موشهاي طهران رو به فزوني گذاشت.
رئيس سنترال بانک : آسيد محمد رضا پورمند - حضور او در بانک مرکزي اتفاقي بيش نبود زيرا بر اساس قرار قبلي معصوم السلطنه براي اين شغل در نظر گرفته شده بود اما به دليل کاهش واردات به ناگاه در تهران بنزين ناياب شد و ماشين حامل معصوم السلطنه در پيچ شمران متوقف شد ومجبور شد با قاسم درشکه چي خودش را به بهارستان برساند که دير شده بود وکابينه راي اعتماد گرفته بود.در دوران آسيد محمد رضا وسط بانک مرکزي حوضي زيبا تعبيه کردند که رجال ونسوان مختلط در اطراف ان مي چميدند.همچنين ارزش پول ملي در دوران وي از افغاني(واحد پول افغانستان)کمتر شد.
وزير بازرگاني : بانو نگارخاتون عرب الدوله -گويند اگر اکراه جامعه نسبت به صدارت نسوان نبود محمد رضا او را به پست نخست وزيري بر مي گزيد.برنامه اش بازاريابي علمي براي محصولات بود .غافل از اينکه در آن دوره مردم هر چي گيرشان مي آمد مي خوردند.در زمان وزارت وي واردات لوبيا ممنوع شد. وقوانين واردات و صادرات در ده بند نوشته شد که بعدها به 10 فرمان مشهور شد.
وزير جنگ : سميرا کدب الحرب - دوره افسري خود رادر مدرسه عالي نظام گذرانده بود.در طول وزارت او نزديک بود که ايران با کليه همسايگان وارد جنگ شود.گويند که در زمان وزارتش اشرف خواهر دوقلوي شاه که در همه امور دخالت مي کرد جرات حرکت در 1 فرسنگي او را نداشت.
وزير عدليه:سميه الممالک حسيني - ازنسوان فعال بود که از مرقومه نويسي دم در دادگستري شروع کرد وآخرالامر به اين سمت رسيد.همه پستهاي دادگستري را تجربه کرد اعم از وکيل – دادرس-متهم – شاکي و ... .درزمان وي نرخ طلاق با نرخ تورم برابر شداز اينرو جايزه نوبل اقتصاد گرفت.استراتژي او براي کاهش اطاله دادرسي استفاده از پست دادستاني کل توسط پري هرکول بود تا جايي که کسي جرات فتح دعاوي پيش وي را نداشت الا شجاع السلطنه ماکويي.
پيشرو بسيار دوست مي داشت که از بانو اسرا تفت المکان نيز در کابينه اش استفاده کند اما به دليل عدم التزام عملي به ولايت آميز جوادآقا تبريزي توسط مجلس سنا رد صلاحيت شد.
اين کابينه يک ماه بيشتر دوام نياورد وبا ترورپيشرو توسط فدائيان اسلام(بچه هاي بوذرجمهري) تمام برنامه هايش نيمه تمام ماند.
*ازهمه دوستان عذرخواهی می کنم که متن بالا طولانی شده اما اگر کوتاهش می کردم یا لینک می دادم ممکن بود عده ای از دوستان ناراحت شوند
از بدش گفتیم از خوبش هم بگوییم ( مدیریتی )
هرچه نگاه کردم دیدم به دور از انصاف است اگر این همه از ضعف های بیشمار مدیریت و اساتید دانشکده انتقاد کرده ام حالا که حرکتی مثبت و قابل تحسین انجام می شود هیچ نگویم.
خدا می داند امروز چقدر هیجان زده شدم زمانیکه بعد از 5 سال بودن (بخوانید نبودن) در این دانشکده، شاهد اولین حرکت جدی و درخور تحسین دانشکده در جهت پیوند با بدنه مدیریتی کشور بودم. و این شاید اولین تلاش مدیریت جدید دانشکده برای اعاده حیثیت و جایگاه از دست رفته دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در جامعه مدیریتی کشور است.
امروز همایش بانکداری الکترونیکی با همکاری شورای عالی فناوری اطلاعات و دانشکده و با حضور وزرای اقتصاد و دارایی و فناوری ارتباطات و اطلاعات و تنی چند از معاونین این دو وزارتخانه و همچنین روسای بانک های دولتی و خصوصی در محل دانشکده برگزار شد که البته نقش اساسی جناب دکتر دیواندری در این تلاش بی شک بسیار مهم و ارزشمند بود.
اما نکته قابل توجه و ارزشمند این همایش این بود که این همایش یک گردهمایی کاملا کاری و برای ارائه گزارش اقدامات کمیته های کارگروه بانکداری الکترونیکی شورای عالی فناوری اطلاعات بود که برگزاری آن در یک دانشگاه معمول نیست و مسئولین دانشکده با این ابتکار فضایی نو برای پیوند دانشکده با مدیریت شبکه بانکی کشور باز کرده اند و احتمالا از نتایج اولیه آن تعریف شدن پایان نامه هایی چند در معضلات اساسی بانکداری الکترونیکی کشور باشد.
به امید آنکه این، آغازی باشد بر پایان رکود و رخوت کهنه دانشکده مدیریت . . .
من و مایکل دل و پیر امیدوار! ( مدیریتی )
داشتم مثل وقت های دیگه که شب های امتحان هم درس نمی خونم تو بلاگ ها ول می گشتم که به چیز جالبی برخوردم دلم نیومد دوستان رو بی نصیب بگذارم. این لیست ده جوان (زیر ۴۰ سال)ثروتمند دنیاست که مجله فورچون اعلام کرده:

چند نتیجه اخلاقی:
البته اینها در صورتیه که امتحانای این ترم پاس شه دیگه![]()
با آروزی موفقیت همه دوستان هشتادی![]()
نوروز بهاری بر شما مبارک!!! ( مدیریتی )
اولین سلام من رو برای ورود به جمعتون بپذیرید.خوشحالم که نخستین کلامم با یه تبریک بهاری آغاز میشه.
بهار آموزگار درس شكوفايي است.معلمي كه با طنين دلنواز چكاوك و گنجشك، رويش ياس و اقاقيا و اطلسي، خراميدن يكدست سبزه ها در باد و نسيم جانبخش بهاري ، تولد دوباره، تحول و سرزندگي را مي آموزد. معلمي را از بهار بياموزيم!
نوروز، پيام آور شادابي و سرزندگي بر شما مبارك باد!
اهميت ميزان رضايت مشتريان(۳) ( مدیریتی )
اهداف رسيدگي به شکايات مشتريان
اگر چه هدف نهايي سيستم مديريت شکايات مشتريان بهبود رضايت و به حداقل رساندن اثرات نارضايتي آنها مي باشد اما مي توان بطور مشخص اهداف زير را در اين خصوص بر شمرد:
1-2 بهبود رضايت مشتريان از طريق حل سريع ، منعطف و بدون تشريفات زائد اداري شکايات
اين امر مي تواند مبنايي براي وفاداري به نام تجاري (Brand) ، حفظ مشتري و ايجاد نگرشهاي مثبت را فراهم آورد.
2-2 جلوگيري از ايجاد زيان ناشي از اقدامات بعدي مشتريان ناراضي
اگر مشتريان اقدام به ابراز مساله و مشکل مورد نظر کنند، فرصت حل مشکلات براي سازمان فراهم مي آيد. بنابراين از پرداخت هزينه هايي که منجر به واکنشهاي ديگري از طرف مشتري مي شود همچون تبليغات دهان به دهان منفي، مراجعه به رقبا و ... جلوگيري به عمل خواهد آمد.
3-2 به کارگيري و تشريح استراتژي مشتري گرائي براي سازمان
امروزه دنيای کسب وکار بر پايه « مشتری مداری» و «رضايت مشتريان» استوار گشته به گونه ای که گسترش خدمات و حتی ارائه آن بدون در نظر گرفتن اين اصل نه تنها مشکل بلکه غير ممکن است. فعالان عرصه اقتصاد و کسانی که به ماندگاری جاودانه در اين عرصه می انديشند، به خوبی می دانند که اکسيژن تنفس در دنيای تجارت اصل مشتری مداری است و درک اين سخن که «هميشه حق با مشتری است » را سرلوحه برنامه هاي خويش مي دانند(راههاي تحقق مشتري مداري، وب شركت كارآفرينان) وجود سيستم مديريت شکايات مشتريان فعال در سازمان نشان دهنده گرايش سازمان به مشتري گرايي مي باشد، بنابراين از اين روش براي ايجاد و حفظ تصويري مشتري گرا در بيرون و داخل شرکت مي توان استفاده نمود. در عين حال نهادينه شدن باز خوردهاي مشتريان بر کارکنان فشار وارد مي کند که به صورت مشتري گرا عمل کنند.
4-2 گسترش سيستم ترويجي دهان به دهان مثبت در ميان مشتريان
مشتري ناراضي بريده از سازمان را به سادگي نميتوان به جمع مشتريان بازگرداند.مشتريان ناراضي در انتقال احساس خود به ديگران فعالتر عمل ميكنند (نرخ انتقال پيام مشتريان ناراضي به ديگران تقريباً دو برابر مشتريان راضي است) به همين دليل است كه نارضايتي مشتريان بيش از رضايت آنان, برتغيير درآمد اثر ميگذارد.( Marketing theory 2004 web) با رسيدگي به شکايات و تامين رضايت مشتريان نه تنها مي توان از تبليغات دهان به دهان منفي جلوگيري کرد بلکه موجبات تشويق تبليغات دهان به دهان مثبت نيز فراهم مي آيد.
5-2 تجزيه و تحليل و بهره گيري از اطلاعات مشتريان شاکي
متاسفانه يا خوشبختانه، فكرهاي نو و بديع و موفقيت هاي بزرگ حاصل تحقيقات بازار نيستند بلكه محصول گله و شكايت مشترياني هستند كه فكر مي كنند توليد كننده يا نياز هاي آنها را به درستي درك نكرده و يا به اندازه كافي به آنها ا هتمام نورزيده است.(ژاك هويرز 1998 -16) شکايت يک منبع ارزشمند اطلاعاتي براي بهبود خدمات مي باشد، شکايات نقاط ضعف سازمان و خدمات آن را خاطر نشان نموده و ايده هايي را براي بهبود و نو آوري در آنها ارائه مي دهند و در عين حال مشاوره هاي رايگان براي سازمان را به ارمغان مي آورند. اداره ارتباط مشتري با ثبت و ضبط كليه شكايتهاي مشتريان و انعكاس صحيح و به موقع آنها به مديران شركت مي تواند به معدن غني از اطلاعات با ارزش تبديل گردد. البته كليه دواير يك شركت بايد به اين اداره در امر پاسخگويي به مشتريان ناراضي به خصوص ناظران بر كيفيت و استدلاليون كمك كنند.(ژاك هويرز 1998 -92)
اهميت ميزان رضايت مشتريان(۲) ( مدیریتی )
شكايات را به عنوان فرصتي براي تاثير گذاري بر مشتريان و بر انگيختن وفاداري آنها در نظر بگيريد، و همزمان به دنبال راه هايي باشيد تا از بروز مشكلات مشابه در آينده جلوگيري شود.
مديريت شکايت را مي توان به صورت برنامه ريزي اجراء و کنترل معيارهايي که شرکت در زمان مواجهه با شکايات انجام مي دهد ، تعريف نمود ، مديريت شکايات، سيستمي متشکل از دستورالعمل ها، رويه ها و ساختار ها براي تثبيت و تقويت روابط با مشتريان و حل مشکلاتي که بوجود آمده است، مي باشد.
مفهوم مديريت شکايات با خط مشي هاي خدماتي ( خدمات بعد از فروش بازاريابي) سازمان در ارتباط است و مي توان آن را به عنوان بخش مهمي از سيستم مديريت کيفيت عنوان نمود.
در عين حال تحقيقات کنوني نشان مي دهد که مديريت شکايات نه تنها بر روي رضايت مشتريان بلکه بر رضايت کارکنان نيز تاثير مي گذارد.
سيستم ها و فرايند هاي مورد استفاده براي بهينه کردن شيوه رسيدگي به شکايت هاي مشتريان ، از جمله بهترين فرصت هاي سرمايه گذاري فرا روي شرکت در امور مربوط به خدمت رساني به مشتريان بشمار مي رود در اثبات ادعاي فوق می توان دلايل ذيل را عنوان نمود.
v در شرايط اقتصادي کنوني که پيدا کردن و جلب مشتري جديد ، امري بس دشوار است، مهم ترين کاري که بايد کرد ايجاد روابط خوب با مشتري است.
v رسيدگي مناسب و مطلوب به شکايت ها و طراحي سيستم هاي بازيابي و بهبود موجب افزايش فروش شرکت و ارتقاي وجهه عمومي آن مي شود.
v شکايت ها در واقع اطلاعات رايگان هستند که توسط مشتريان تهيه مي شوند و مي توانند به بهبود کيفيت خدمات کمک کنند.
مشترياني که شکايت مي کنند به شرکت ها فرصت اصلاح مشکلات، تجديد روابط با شاکي و اصلاح کيفيت خدمات براي ديگر مشتريان را مي دهند.
اينکه يک شرکت تا چه حد شکايات را رسيدگي مي کند و مشکلات را حل مي کند ممکن است تعيين کند که آيا حمايت مشتريان خود را نگاه خواهد داشت يا آن را از دست خواهد داد.
بي توجهي به شکايت هاي مشتريان باعث از دست رفتن مشتريان وفادار مي شود.(كريستوفر لاواك،1382، 244)
اهميت ميزان رضايت مشتريان(۱) ( مدیریتی )
در بازار امروز سودآوري و رشد سازمانها, رابطه مستقيم و تنگاتنگي با درجه رضايت مشتريان دارد. يكي از مهمترين اقدامات در چرخه جلب رضايت مشتري، سنجش ميزان رضايت او از خدمات دريافتي است. در اين مرحله واحد بازاريابي سازمان عرضه كننده با اجراي برنامههاي نظرسنجي مناسب ميزان رضايت مشتريان از ابعاد مختلف عملكرد خدمات دريافتي را ميسنجد. درجه رضايت مشتريان, علاوه بر اين كه ميزان موفقيت سازمان عرضه كننده در دستيابي به بخشي از اهداف را نشان ميدهد, امكان اصلاح و بهبود كيفيت و روشها را براي سازمان عرضه كننده فراهم ميكند. به دليل اهميت روز افزون امر سنجش رضايت مشتري, برخي سازمانهاي عرضه كننده برنامههاي دورهاي مناسب براي اين امر طراحي كردهاند. البته هنوز سازمانهاي زيادي وجود دارند كه به دليل ناباوري نسبت به اين امر مهم, هرگونه پرداخت و تحمل هزينه در اين رابطه را بيمورد ميدانند. اين سازمانها بايد به اين نكته توجه كنند كه بي توجهي به احساس مشتري ميتواند در آينده نزديك به وخيم شدن اوضاع منجر شود. يكي از بازخورهايي كه مشتريان نسبت به وضعيت موجود دارند و نارضايتي خود را بيان مي كنند شكايت كردن به سازمان است. برخي از شرکت ها مشتريان شاکي را دشمن خود مي دانند و مي گويند ( انگار از ما طلبکارند) اغلب شکايت هاي مشتريان به شکل کامل يا با دقت به سازمان منعکس نمي شوند. کارکنان خدمات مشتري اغلب از مهارت لازم برخوردار نيستند. متاسفانه شرکت ها از شکايت هاي مشتريان صرفا" براي بروزآوري بانکهاي اطلاعاتي ( اگر وجود داشته باشد) استفاده مي کنند نه در عمليات بازايابي و فروش بسياري از شرکت ها حتي نمي دانند که چند شکايت به آنها ارسال شده است. شرکت ها به شکايت هاي شفاهي بهاي چنداني نمي دهند در حالي که شايد تعداد چنين شکايت هايي ده برابر شکايت کتبي و رسمي باشد و بعلاوه بطور متوسط از هر ده شکايت مکتوب تنها يک شکايت گزارش مي شود. اين نرخ در شرکتهايي که موفق تر هستند به چهار شکايت گزارش شده از هر ده مورد افزايش مي يابد. و حتي شکايت هاي گزارش شده بطور کامل مورد توجه قرار نمي گيرند. بسياري از شکايت هاي مشتريان در شرکت ها مفقود مي شوند اين شکايت ها به يک سطح از سازمان ( سطح کارکنان صف ، سرپرستي ، مديريت مناطق ، فروشنده) ارائه ميشوند، اما هرگز به دست دواير روابط عمومي يا ارتباط با مشتري شرکت نمي رسند لذا ثبت و ضبط نمي شوند.
